قدم اول در سیر الی الله و در مسیر تقرب خدا این است که انسان هر وقت تصمیم به خود سازی گرفت ،بداند که فاصله ای طولانی با مولای خود دارد و مراقب باشد که حد اقل ،اگر نزدیکتر نشد ، (از خدا)دورتر نیز نشود و سعی کند موقعیتی که دارد ،حفظ کند و بعد کم کم به جلو حرکت کرده خود را خود را به مولا نزدیکتر کند.
به روح بیشتر از جسم اهمیت دهید
اگر بشر به همان اندازه که به جسمش اهمیت می دهد ، به روحش نیز می پرداخت ،هیچ غم و غصه ای باقی نمی ماند ، اما با تاسف بسیار بشر تنها به دنبال آنچه برای جسمش مفید است می رود و از روحش باز می ماند.
بدون اصلاح نفس به جایی نمی رسیم
باید بدانیم که علاج ما اصلاح نفس است در همه ی مراحل واز این مستغنی نخواهیم بود و بدون آن کار ما تمام نخواهد شد. با اعتراف به این که عمل خود ما است که بر سر ما آمده و می آید ،تا خودمان را اصلاح نکنیم و با خدا ارتباط نداشته باشیم و با نمایند گان خدا ارتباط نداشته باشیم ، کارمان درست نمی شود .
کاری نکنید که پشیمان شوید
اعمالی در دنیا محل ابتلا و آزمایش ما خواهد شد . باید بدانیم که آنها مورد رضای خداست و همچنین خدمت و عبادت و طاعت او محسوب می شود . پس هدف باید این باشد که تمام عمر صرف در یاد خدا ، طاعت او و عبادت شود تا به آخرین درجه قرب شایسته خود برسیم . در غیر این صورت ، پس از آنکه دیدیم بعضی به مقامات عالی رسیدند و ما بی جهت عقب ماندیم ،پشیمان خواهیم شد.
چند نکته برای جلو گیری از گناه
از غذای خود از نظر کم و کیف ، کم کنید و از خوردن غذاهای محرک بپرهیزید ، خصوصا شبها ، و بین الطلوعین مقداری قدم بزنید ، ورزش در هوای آزاد نمایید و از نظر فکر و نظر در مناظر مهیج خود داری نمایید و برای ازدواج به نحو آسان اقدام کنید و با توبه و تضرع به درگاه خداوند مهربان و توسل به امام عصر (عج) از خداوند بخواهید که شما را از گناه حفظ فرماید.
یکی از مسائلی که انسان را در جهت
خود سازی یاری می کند "موازنه" است یعنی اینکه منافع و مضرات هر یک از اخلاق زشت و فاسد که
زاییده غضب و شهوت وخیال
است و تحت نفوذ شیطان را بشناسد و مقایسه کند با اخلاق نیکو و فضیلتهای آن که تحت
نظر عقل و شرع مقدس است و خوب بودن آن را بفهمد و بعد اقدام کند.
مثلا کسی
که اختیار اخلاق فاسد در دستش نیست از هر زشتی مضایقه نکند و هر مالی از هر راهی به
دستش رسد روی گردان نباشد و هر چه مطابق میل اوست مرتکب شود اگر چه امر فاسدی
باشد و به هر کس ظلم کند و با اندک ناملایمی جنگ و غوغا کند و حتی اگر ضررهای
بسیار داشته باشد.
کسی که
ملکه ذهنش شیطانی شد در غضب و شهوت اختیار از دست داده با هر نقشه باطلی بر بندگان
خدا ریاست کندگر چه به بیچاره نمودن یک خانواده یا بینوا کردن
یک شهر و یا یک مملکت. اگر درست فکر کنید هر چه انسان قوی هم باشد و به آرزو هایش
برسد باز هم او یک آرزوی به دست نیامده دارد چون در این عالم امکان ندارد به همه
چیز برسد .
پس انسان
همیشه عاشق چیزی است که ندارد و به دست او نیست اگر بر فرض محال به همه مقاصد خود
برسد آیا استفاده او چند وقت است ؟ آیا قوای جوانی تا چند وقت برقرار است ؟ وقتی
بهار عمر به خزان رفت ، نشاط از دل و قوای آدمی از کار می افتد و یا ناقص میشود و
امراض مختلف به انسان رو می آورد و جز آه سرد و دل پر درد و حسرت و اندوه چیزی
برای انسان نمی ماند . آیا بعد از این مدت کم عمر ، که مثل باد می گذرد عاقبت ما
چیست ؟ چه ذخیره ای برای زندگی همیشگی خود ،برای روز بیچاره گی خود و روز فقر و
تنهایی خود ، برای برزخ و قیامت ، برای ملاقات ملائک خدا و اولیائ خدا و انبیاء
آماده داریم.
در این
عالم اگر بد کردیم و از عذاب جهنم شنیدی ، جهنم اعمال توست که خداوند می فرماید
"یافتید آنچه را حاضر کرده بودید "
اعمال ما
چه مال کسی را یا یتیمی را خورده باشی خدا می داند چه ذلتی در انتظار است . به
مردم بد گفتی ،قلب کسی را سوزاندی خدا می داند چه عذابی برای خودت فراهم کردی یا
غیبت کردی چه نتیجه ای در انتظار است . اینها جهنم اعمال آدمی است و یا صفاتی دیگر
از قبیل طمع ، حرص و جدال و دوستی مال و جاه و دنیا و...
و یا
صفاتی زشت چون حسادت که ایمان را می خورد و خدا نکند عاقبت گناهی به از بین بردن
ایمان و مردن به حال کفر باشد که به مراتب سخت تر و ظلمانی تر است.
پس ای
عزیز : درست تفکر کن ، قرآن نعوذ بالله کتاب قصه نیست و شوخی با کسی ندارد . ببین
چه می فرماید !!! و اگر عذابی برای اعمال با آن عظمت بیان فرموده ،
چه خواهد
بود ؟ با عقل ما و همه بشر تفهیمش دشوار است .
ما را چه
شده که هیچ حیا نکرده و در محضر ربوبیت اینقدر هتک حرمات الهی را میکنیم . ای وای
بر ما و بر غفلت ما ؟ ای وای بر ما و برزخ و سختیها ی آن ؟ و درقیامت و
ظلمتهای آن و جهنم و عذاب آن ؟
هان ای
عزیز ، از خواب بیدار شو ، از غفلت تنبه پیدا کن و دامن همت به کمر زن و تا وقت
است، فرصت را غنیمت بشمار و تا عمر باقی
است و قوای تو تحت تصرف توست و جوانی برقرار است و اخلاق فاسد بر تو غالب نشده چاره
کن و دوایی برای رفع اخلاق فاسد و زشت خود پیدا کن .
بهترین
درمان که علماء اخلاق و اهل سلوک برای مفاسد اخلاقی بیان فرموده اند این است که
" هر چه از زشتی هاست و در خود می بینی در نظر بگیر و بر خلاف آن عمل کن و
همت کن و بر خلاف خواهشهای نفس خود رفتار کن " و از خداوند توفیق بخواه که تو
را یاری کند ، مسلما بعد از مدتی این اخلاق زشت رفع خواهد شد . مثلا ، بد اخلاقی
با اهل خانه یا همسایه یا همکاران و ...
انسان
عاقل و مجاهد (در راه نفس) باید در صدد بر آید هر وقت ناملایمی پیش آید قصد ناسزاگویی و بد گویی کردن را داشت بر خلاف آن عمل کند و عاقبت بد ونتیجه زشت آن را
لحظه ای تصور کند ، به خدا پناه ببرد و لعن شیطان کند .اگر مدتی صبوری کرد و چنین
رفتار کند مسلم بداند این صفت از او دور می شود و خلق نیکو در باطنش جا می گیرد
ولی اگر مطابق میل نفسانی عمل کند بداند در همین دنیا ممکن است نیست و نابود شود و
آتش غضب ممکن است باعث از بین بردن انسانی شود ، که در دو جهان موجب هلاکت است و
هم اینطور بحث و جدل کردن .
اگر انسان
موفق شد لشکر شیطان را از وجودش پاک کند و لشکر رحمانی را درباطن خود ساکن
کند ، کارش آسان می شود و دلش جایگاه خداوندی و برکاتالهیبرایش فراهم می
شود و خدای تبارک و تعالی به نظر لطف و رحمت به اونظر میکند .انشاالله
ای جان
و جهان ، تو را ز جان می طلبم
سر گشتهتورا
گردجهانمی طلبم
تـــو در دلمن نشسته ای فـــارغ و من
از تـــو ز جهانیان نشــــانمـــــی طلبم
(عراقی)
این مطالب بر داشت
اینجانب بود از کتاب "چهل حدیث"امام خمینی (ره)
و بدان وهم (خیال) و غضب و شهوت ممکن است از جنود رحمانی باشند و موجب سعادت و خوشبختی
انسان شود اگر آنها را تسلیم عقل سلیم و انبیاء عظیم الشان نمایی و ممکن است از
جنود شیطانی باشد اگر آنها سر خود گردانی.
وبدان که
وهم (خیال،فکر) و غضب و شهوت ممکن است از جنود رحمانی باشد و هیچ پیامبری تا کنون
نگفته باید شهوت را بکلی کشت و غضب را بکلی خاموش کرد و وهم را از دست داد ،بلکه
فرموده اند باید جلوی آنها را گرفت و تحت میزان عقل و قانون الهی انجام وظیفه دهند
زیرا این قوای (درونی) می خواهند کار خود را انجام دهند و به مقصود خود برسند اگر
چه مستلزم فساد و هرج و مرج هم شوند.
پس هر نفسی که با
قوانین الهی تطبیق پیدا کرد از اهل نجات است و در غیر این صورت شقاوتها و بدبختیها
و ظلمتها و سختیها است که در پیش دارد و نتیجه اخلاق فاسد در قبر و برزخ و قیامت ،
رخ می نماید.
ضبط خیال(کنترل افکار)
بدان که اول شرط برای
مجاهد (جهاد با نفس) در غلبه بر شیطان و جنودش حفظ طائر خیال (کنترل فکر) است، چون
فکر آدمی چون مرغی است بس پرواز کن که هر آنی به شاخی خود را می آویزد و این موجب
بسی از بدبختیها ست و این خیال (فکر) یکی از دستاویز های شیطان است که انسان به
واسطه آن بیچاره شده و به شقاوت دعوت می شود.
انسان مجاهد باید زمام
آن را در دست گیرد و نگذارد هر جا که می خواهد پرواز کند و باید مانع شود از
خیالهای فاسد و باطل از قبیل معاصی (گناه) و شیطنت و همیشه خیال خود را متوجه امور
شریفه کند و این اگر چه در اول قدری مشکل به نظر برسد و شیطان و جنودش آن را بزرگ
جلو ه دهند ولی با قدری مراقبت و مواظبت این امرآسان می شود.
باید چندی در، صدد جمع
افکارت باشی و هر وقت می خواهد متوجه امر پست و زشتی شود آن را منصرف کن و به امور
دیگر متوجه کنی از قبیل امور شریفه ،اگر نتیجه گرفتی خدای تعالی را شکر کن بر این
توفیق و این امر را دنبال کن شاید خدای تو را به رحمت خود راهی برایت باز کند و از
ملکوت هدایت شوی به صراط مستقیم انسانیت و کار سلوک الی الله تعالی برای تو آسان
شود.
و متوجه باش که خیالات
فاسد و زشت از تصورات باطل که از القائات شیطان است که می خواهد جنود خود را بر
باطن تو برقرار کند و بدان تو می خواهی صفحه نفس خود را الهی و رحمانی کنی.
و ای عزیز از خدای
تبارک و تعالی در هر آن استعانت بجوی و استغاثه کن در درگاه معبود خود و عرض کن
"بار الها شیطان دشمن بزرگی است که طمع بر انبیاء و اولیاء بزرگ تو داشته و
دارد ، تو خودت این بنده ضعیف و گرفتار (با این افکار باطل) را همراهی کن تا
بتواند از عهده این دشمن قوی که سعادت و انسانیت مرا تهدید می کند ، برآید و
خداوندا مرا همراهی کن این خانه دل که جایگاه توست همیشه رحمانی بماند.
این مطالب بر داشت
اینجانب بود از کتاب "چهل حدیث"امام خمینی (ره)
بدان که برای نفس انسانی یک مملکت و مقام دیگر است آن مـقام باطنانسان است و جنود نفس در آنجا بیشتر و مهمتر از مملکت ظاهر اســت و نزاع و جدل بین جنود رحمانی و شیـطانی در آنجا عظیمتر و غلبه در آنبااهمیت تر و هر چه در ظاهر است از آنجا نزول کرده و اگر هر یک از جنود رحمانی و شیـطانی در باطـن پیــروز شوند ، در وجود انـــسان هم غالب می شود و جهاد نفس در این مقام خیلی با اهمیت است . این سر چشمه ی تمام سـعادتها و شـقاوتها ست و درجـات و درکـات را باید از این مقام دانست . انسان باید خیلی متوجه خود در این جهاد باشد.ممکن است مغـلوب شدن جنود رحمانی در اینـجا و خـالی گذاشتـن آن برای غاصبان و نااهلان از جنود شیطان ، هلاکت همیشگی از برای آدمی پیدا شود که قابل جبران نباشد و شفاعت شافعین شامل حال او نگردد. وارحم الراحمین (نعوذباالله)به وی با نظر غضب نگاه کند و خدا می داند چه عذابها و ظلمتها و سختیها و بد بختیها دنبال این غضب الهی است و دشمنی اولیاء حق است که تمام آتشهای جهنم و...پیش آن هیچ است.
در بیشتر موارد وصف جهنم و بهشت که در کتاب خداو اخبار انبیا ء و اولیاء آمده جهنم و بهشت اعمال است ، که برای جزای عملهای خوب و بد تهیه شده است ، خوب است منکر نشویم و ایمان داشته باشیم به آنچه خداوند"تعالی جل شانه "و اولیاء فرموده اند . شاید این ایمان اجمالی هم برای ما فایده داشته باشد.گاهی هم انکار بیجا و رد بی موقع برای ما ضرر ها ی خیلی زیاد داشته باشد به طور مثال تا شنیدی فلان حکیم یا عارف چیزی گفت و با سلیقه شما در نیامد حمل بر باطل بودن و یا خیال بودن آن مکن شاید ان مطلب منشا داشته باشد از کتاب و سنت و عقل و شما به آن بر نخورده باشید.
در هر حال ای عزیز چاره جویی نما و راه نجاتی و وسیله خلاصی برای خود پیدا کن و به خدای الرحم الراحمین پناه ببر و از آن ذات مقدس تمنا نما که تو را حمایت کند در این جهاد نفس تا انشاالله پیروز شوی و وجودت را رحمانی کنی و جنود شیطان را از خود بیرون کنی و خانه دل را به دست صاحبش دهی تا سعادتها و رحمتها ی خداوند به تو عطا فرماید.
این مطلب برداشت اینجانب بود از کتاب"چهل حدیث" امام خمینی (ره)
در راه مجاهده با نفس یکی از اموری که انسان سالک باید خیلی مواظب آن باشد "تذکر" است. و آن عبارت است از یاد خدای تعالی ونعمتهایی که به انسان مرحمت فرموده باید از کسی که نعمت داده احترام کند و هر چه نعمت بزرگتر احترام آن لازمتر و بیشتر . مثلا اگر دکتری شمارا از کوری نجات داد احترامش می کنید ولی اگر دکتری شما را از مرگ نجات داد بیشتر می کنید.
اگر نعمتهایی که "مالک الملوک جل شأنه"به ما مرحمت کرده اگر جن و انس بخواهد یکی از آنها را به ما بدهد نمی تواند و ما از آن نعمتها غافلیم. مثلا هوایی که تنفس و نعمتهایی از قبیل قوای ظاهری، صحت بدن، قوه بینایی، شنوایی و ذوق و لمس و قوای باطنی از قبیل خیال و وهم و عقل و غیره.
و یا نعمتهایی از قبیل انبیاء و اولیاء و کتبی که فرو فرستاده و راه سعادت و شقاوت و بهشت و جهنم را به ما نمایان نموده و هر چه محتاج به آن بودیم در دنیا وآخرت به ما عنایت فرموده بدون اینکه به طاعت و عبادت ما احتیاجی داشته با شد. به حال او طاعت و معصیت ما فرقی نمی کند و اگر امر و نهی می کند به نفع خود ماست . اینها نعمتهایی است که کلیات آن از شمارش ما خارج است چه رسد به جزییات نعمتها .
احترام به شخص بزرگ در فطرت آدمی نهفته است چه آنكه انسان به بزرگ احترام میکند برای اینکه بزرگتري او را تشخیص داده ، آیا بزرگی و عظمتی بالاتر از عظمت حضرت "مالک الملوک" وجود دارد ؟ آیا این عظیم که به یک اشاره این همه عوالم و هزاران هزار عوالم غیبیه را خلق فرموده لازم الاحترام نیست در فطرت عقل؟؟؟
این انسان اگر در مورد کسی در غیابش خدای نکرده بد گویی کند ، وقتی حاضر شد ، سکوت می کند برای احترام به او ، و می دانیم خدای تبارک و تعالی در همه جا حاضر و تمام ممالک وجود در تحت تصرف و نظر او اداره می شود و بلکه همه نفوس در حضور او و همه عالم محضر ربوبیت است ، آیا رواست با این نفس خود ، بدی و گناه در محضر مقدسش بنمایی.
پس ای عزیز متذکر حضور باش و ترک کن نافرمانی او را در این جنگ بزرگ که همان "جهاد با نفس" است . در این جنگ بزرگ بر جنود شیطان غلبه کن و مملکت خود را مملکت رحمانی و حقانی کن و به جای جنود شیطان محل اقامت لشکر حق تعالی نما ، تا آنکه خدای تعالی تو را توفیق دهد در مجاهده مقام دیگر و در میدان جنگ بزرگتر که در پیش است و آن جهاد نفس است در عالم باطن ، که به آن اشاره خواهيم كرد .
و باز تذکر دهم که غیر از خدای تعالی کاری از کسی بر نمی آید و از خدای خود بخواه با تضرع و زاری توفیق آن را که در این مجاهده اعانت فرماید تا بلکه انشاالله غالب آیی.
" انه ولی التوفیق"
این مطلب برداشت اینجانب بود از کتاب "چهل حدیث" امام خمینی رحمة الله علیه
ای همه هستی ز تو پـیدا شده خــــاک ضـــعیف از تـو توانا شـده
ای ز وجـــود تــــو وجـــود همــه پرتوی از بــــــود تو بـــود هـــمــه
غیب ازل نور شهود از تـــو یافت لوح عدم نقــــش وجــود تو یـافت
نــــــور ده ظــــلمتــــیان عــــــدم ربـــــط ده خیـــل حـدوث و قــدم
باور کنیم، رجعت سرخ ستاره را میعاد دستبرد شگفتی دوباره را باور کنیم ، رویش سبز جوانه را ابهام مرد خیز غبار کرانه را باور کنیم، ملک خدا را که سرمد است باور کنیم، سکه به نام محمد (ص) است
ازگناهان قلبی و انحرافهان روانی
حقد(کینه)است. کینه یعنی از کسی ناملایمی می بیند و یا می شنود و خشمگین می شود و نمی تواند
جلوی این رفتار و خشم خود را بگیرد و یا نتواند تلافی کند در اینجا دشمنی ان شخص را
دردل جای میدهد به این حالت کینه و یا بغض ویا حقد گفته می شود و اگر این حالت در دلی پیدا
شد موجب شقاوت و محرومیت از سعادت در زندگی دنیوی و اخروی می شود.
بنابر این دانستن بزرگی این گناه و
زیانهای ان و درمان آن برای طالب سعادت ضروری است ودر قرآن آمده " پروردگارا در دل ما
هیچ کینه برای هیچ فردی از اهل ایمان پدید مگردان و ما را از قصد رساندن بدی و شر به مومن
نگهدار "سوره 59 آیه10
بغضهای حرام
بغض به خدا:مانند کسی
که به خدا ایمان ندارد و تمام عالم را ظاهر و تمام دلبستگی همان اسباب ظاهری می داند و اگر گفته شود
بازگشت همه به سوی خداستبغض و خشم خدا را در دل جای می دهد که اشد مراتب کفر است و
نجاتی برایش نیست.
بغض به قضای الهی :اگر
در جایی مانند عزت و ذلت و ثروت و تهی دستی و مرگ وزندگی و حوادث عمومی مانند سرما و گرما و قحطی
و سایر بلاها ی عمومی در برابر قضایالهی که با میل او مخالف است خشم کند و
اعتراض را در دل جای دهد این حالت بغض حرام و توبه از آن واجب است.
باید بدانیم در برابر حکم الهی چه
تشریعی و چه تکوینی باید تسلیم حق شویم و اعتراض و چون و چرا در دل نداشته باشیمو خداوند آگاهتر به حال بندگان است.
امام صادق (ع)می فرمایند :اگر طایفه ای
خدا را به یکتایی بپرستند و نماز و زکات بدهند و حج به جا بیاورند و روزه ماه رمضان بگیرند
و به کاریکه خدا و رسول کرده اند چون و چرا کنند و یا در دلشان اعتراض باشد آنان مشرکند
و حضرت این آیه را تلا وت کردند"
"فلا و ربک لا یومنون حتی یحکموک
فیما شجر بینهم ثم لا یجدون فی انفسهم حرجا مما فضیت و یسلمو تسلیما"سوره 4 آیه65
اگر در معنای ایمان دقت شود میدانم که
حالت اعتراض ضد ایمان است و کفر به خداست زیرا ایمان تسلیم و یا گرویدن است در مقابل
طغیان و سرکشی.
قرآن میفرماید:هر که از قضای الهی نا
خشنود است و بلایی که به او رسیده و یا آرزویی که به آن نرسیده نگران است و دل از خدا بریده
و امیدی به یاری کردن خدا در دنیا و آخرت نداشته باشد واز این رو بغض خدا را دارد ،پس
ریسمانی به گردن خود و خود را از سقف آویزان کند آن گاه ببیند با این کار بلا از او دور
می شود و به آن خواسته می رسد .
سوره 22 آیه 15
پس عقل حکم می کند که انسان صبر کند و
انتظار فرج و یاری خدا را داشته باشد و بداند که (ان مع الیسر یسرا : با هر
سختی آسانی است)و هیچ گاه به پروردگارش بد دل نشود و در این صورت جز زیان دنیوی و اخروی و اجر
صابرین محروم می شود .
بغض به پیامبر و امامان :که
در این صورت از اسلام بیرون رفته و در روایات تصریح شده دشمنان اهل بیت و پیامبر بدترین
کافرانند .
بغض مومن:اگر کسی
مومنی را به جهت ایمانش دشمنی او را در دل داشته باشد و بهاذیت و آزار او دست زند به مراتب کفر است
زیرا علاوه بر انکار حق عناد و دشمنی به حق هم دارد .
گاهی کسی آزاری می بیند و مالش را می
برند ویا حقش ضایع می شود در این صورت دشمنی شخصی را به دل می گیرد و باید تلافی کند
و دایم بخواهد بلایی سرش بیاید و یا خوشی به او نرسد و از شری که به آن کس برسد
خوشحال شود و از هر خیری که برایش مهیا شود ناراحت شود و گاه با تلافی و قصاص هم آرام نمی
گیرد ، چنین بغضی حرامو توبه از آن واجب
است.
در این جا عفو یعنی اگر آزردگی پیش آمد
آن را ندیده گیرد و یا نشنیده و به دل نگیرد واز سر تلافی بر نیاید بنا به قرآن و روایات آن
عمل ستوده و ثواب بی حساب وعده داده شده .
قرآن می فرماید : هر کس گذشت کند و
اصلاح نماید پس پاداشش بر خداست. سوره 42 آیه 40
و باز می فرماید :اگر شکیبایی کنید و از
انتقام جویی صرف نظر نمایید همانا آن برای صابران بهتر است . سوره 16آیه122
قرآن می فرماید: این خوی و عادت نیک
داده نشود مگر آنان که شکیبایی کردند و خود را از خشم و کینه ورزی و انتقام جویی نگه داشتند و
عطا شود این خصلت پسندیده مگر کسی که بهره ای بزرگ از ایمان و انسانیت داشته باشد و مقامی
ارجمند از روحانیت نصیبش شده باشد. سوره 41 آیه 32
البته لازم به ذکر است "در جایی که
ظلم بر مسلمانی وارد شد و ستم روا شد واجب است زیر بار ظلم نرود و در برابر ستم ایستادگی کند و
از حیسیت و شرافت خود دفاع نما ید هر چند جانش را در این راه از دست بدهد .
آثار کینه
کسی که کینه دیگری را به دل دارد حتما
به حسادت هم دچار خواهد شد و نسبت به شخص مقابل نا خشنود است رابطه اش را قطع می کند و
این خود گناه بزرگی است و یا او را سرزنش می کند.
امام صادق (ع) می فرماید:کسی که در
مصیبتی که به شخصی می رسد شاد کام شد و سرزنش کرداز جهان نرود تا گرفتار فتنه شود . (
اصول کافی )
کسی که دشمنی دیگری را به دل گرفت آماده
خیانت کردن به او می شود و خواری دیگری هم برایش ارزش می شود و آماده هر آزاری
استاز دست و زبان.
امام صادق (ع): هر ستم کند خدا بر او
چیره کند کسی را که به او ستم کند یا به فرزندش و یا به فرزند فرزندش.
رسول خدا (ص) فرمود: دوست ترین راه به سوی خدا دو جرعه است یکی
جرعه خشمی که با بردباری آن را برگردانی و دیگر جرعه
مصیبت که با شکیبایی رد کنی. ( اصول کافی )
زیانهای دنیوی
هر انسانی در زندگی دنیوی نیازمند
همکاری دیگران است به طوری که گاهی به مساعدت دوستانی نیازمند و اگر بخواهد دشمنی شخصی را به
دل بگیرد و برای کسانی دیگر هم تکرار شود ،تنها می شود و در سختیها ی زندگی در رنج و
دچار ناراحتی درونی می شود تا جایی که براعصاب و روانش اثر گذاشته و بیمار خواهد شد .
زیانهای اخروی
امام علی (ع) می فرماید :هزار دوست کم و
یک دشمن زیاد است.
امام صادق (ع) می فرماید زیاد کنید
دوستان خود را که در دنیا یار و یاور شما هستند و در آخرت شفاعت خواه شما یند.
درمان کینه
باید پروردگار جهان را بشناسیم و
بدانیمکه همه آنچه در جهان است از خداست
و در نعمتها ی خدا بیاندیشد که اندازه و شمارش آن از
توان بیرون است .خداوند همه را در خدمت بشر آفرید تا از زندگی راضی و خشنود باشد.
ابر و با د و مه وخورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری
همه از بهر تو سرگشته وفرمانبردارشرط انصاف
نباشد که تو فرمان نبری
در قرآن مکرر امر شده که نعمتهای بی
پایان خدا را از یاد نبریم و طغیان و سر کشی و سرپیچی از فرمانش نکنیم و در برابر حق خضوع و
خشوع داشته تا دوستی حق نصیب شود .
" پس یاد کنید نعمتهای خدا را به امید آنکه رستگار شوید " سوره 7 آیه 74
انسان با ایمان باید در برابر قضای الهی
مانند بیماری باشد در برابر امر طبیب حاذق و مهربان.
کار خود گر بخدا باز گذاری حافظ
ای بسا عیش که با بخت خدا داده کنی
و انسان هر نا ملایمی که به او رسد و به
نظرش شر است چه بسا سدی در آن است و خیر آن بیشتر است و گاهی حتی مرگ برای کسی بهتر
از زندگیاست چه بسا بنده شایسته ای بوده و زودتر از رنجهای دنیا خلاص شده و اگر
تهی دست بوده به این فکر کند که سلامت است و اگر بیمار بوده به این بیاندیشد سایر
اندامش در موقعیت بهتریست و نعمت عقل را نباید فراموش کنیم و صفات عالیه که خدایش برای او در
نظر گرفته و این بالاترین حقیقت است.
"خلاصه باید بدانیم که هر اندازه
از ناراحتی و گرفتاری است نسبت به نعمتهایشناچیز است." و باید به کوتاهی عمر و زود گذری آن نظر
کند وبداند هر لحظه تمام داشته ها و نداشته ها را باید بگذارد و برود و بداند در تمام
اعصار یک نفر از افراد بشر در مدت حیات خود بدون ناملایمیو گرفتاری نبوده و هر چه ثروت و قدرت
بیشتر گرفتاری هم بیشتر.
یک تن آسوده در جهان دیدم آن هم آسوده اش تخلص بود
در قیامت پروردگار عالم ازمومنین در
برابر گرفتاریها و بلاهایی که در دنیا به آنها رسیده می فرماید حاجتهایی که در دنیا از من خواستید و به
شما داده نشد از خوار شما نبود از کوچکی و تنگی دنیا بود و امروز هر چه بخواهید به شما داده
خواهد شد .
بگذرد این روزگار سخت تر از زهر
بار دگر روزگار چون شکر آید
و در حالات پیامبران و امامان و بزرگان
دین تامل کند تا بداند
هر که در این درب مقرب تر است
جام بلا بیشترش می دهند
خداوند ما را به وظایف دینی آشنا فرماید
و توفیق دهد بنده مطیع او باشیم.
بر گرفته از کتاب" قلب سلیم
" شهید محراب آیت الله دستغیب