تبليغاتX
..::کلام شیرین::..
..::کلام شیرین::..
پنجشنبه بیستم خرداد 1389
جملات پند آموز(3) ...  

 

با پدران خود نیکی کنید تا فرزندان شما با شما نیکی کنند و عفیف باشید تا زنان


شما عفیف باشند. حضرت محمد (ص)


محبوب ترین بندگان در پیش خدا پرهیز کاران گمنامند. حضرت محمد (ص)


آن که سلام کند از تکبر بر کنار است .حضرت محمد (ص)


فرصتها می گذرد مانند گذشتن ابرها . حضرت محمد (ص)


نیست فرقی میان کفر و ایمان جز ترک نماز. حضرت محمد (ص)


هر کس در خرج میانه روی کند فقیر نمی شود. حضرت محمد (ص)


نیکویی خود را با منت گذاری تباه مساز .امام علی (ع)


دشمن مرد شکم اوست. امام علی (ع)


خوب صبر کردن ، پیش درآمد پیروزی است. امام علی (ع)


شجاع باشید فراموش نکنیدکه برای جاودان ماندن اولین شرط است. امام علی (ع)


دوستان به هنگام دشواری آزمایش می شوند.امام علی (ع)


هر که خدا برایش نیکی خواهد دوست پارسا بر وی عطا کند. امام علی (ع)


جوانی فرصتی است که بیش از یک دفعه آن را به دست نتوان آورد.امام علی (ع)

دوشنبه دهم خرداد 1389
میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها ...  

 


 

 

 

میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها و روز زن گرامی باد.

 

شنبه یکم خرداد 1389
جملات پند آموز(2) ...  

 

 

خدایا اگر به یاد آورم که در گذشته چگونه از من مراقبت کردی

در زمان حال به تو توکل می کنم و

می دانم، سپردن آینده به دستان توانای تو، بسیار اسان است.

امروز همان فردایی است که دیروز در باره آن نگران بودی


***************************************************

 

نخستین گام برای موفقیت

این است که از آنچه هستید شادمان باشید

افکار بزرگ در سر بپرورانید که باعث می شود روح انسان

را به حرکت در آورد

مراقب خیال و آرزوی خود باش آنچه امروز خیال می کنی فردایتو را رقم می زند


****************************************************

 

خداوند به پرنده روزی می دهد ولی در لانه اش نمی گذارد

مانند پرنده باش بر روی شاخه ی سست مینشیند و آواز می خواند ، چه غم

از لرزش شاخه ، چون

مطمئن است که بال و پر دارد


******************************************

 

شکوه دنیوی همچو دایره ای ست بر سطح آب ، که لحظه به لحظه بزرگتر

می شود و سپس در نهایت بزرگی نیست می شود

بدان ، آینده به نظر بزرگ جلوه می کند

وقتی گذشت می فهمیم ناچیز بوده



*************************************************

 

 

کسی که هدف روشن دارد در ناهموارترین راهها جلو می رود

و کسی که بدون هدف راه می رود

در هموارترین راهها پیشرفتی نخواهد کرد

هر چه سخت کار کنیم موفق تر می شویم


**********************************************

 

 

حق ، حق است اگر همه علیه آن باشند و اشتباه ، اشتباه است

اگر همه موافق آن باشند.



******************************************************

 

 

بد گویی اشخاص حسود ، دلیل برتری شماست



***********************************************

 

نمی توانیم کاری کنیم تا مرغان غم بالای سرمان پرواز نکنند اما

می توانیم نگذاریم بر روی سرمان آشیانه بسازند


***************************************************

 

کسی که شاد و خندان است همیشه چیزی برای شادمانی پیدا می کند.



************************************************

 

کارهای بزرگ تنها از مردان بزرگ ساخته است و مردان

هنگامی بزرگ می شوند که بخواهند

بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در انچه می نگری

 

***************************************************

 

طی پنج سال آینده شما تغییری نخواهید کرد مگر به دلیل ملاقات

با افراد خاص یا کتابهایی که مطالعه می کنید.


***************************************************************

 

وقتی انسان آرامش را در خود پیدا نکند جستجوی آن در جای دیگر بیهوده است

آرامش همانند زن دل انگیزی است

که در نزدیک دانایی منزل دارد

تنها آرامش و سکوت سر چشمه نیروی لایزال است

واز قضاوت کردن دیگران دست بکش تا آرامش را تجربه کنی


********************************************************


هر کنشی یک واکنشی در پی دارد، همه ی کردار ما چه خوب وچه بد

بی بازگشت نخواهد بود.

ره آورد گفتگو با نادان دو چیز است :

نخست از دست دادن بخشی از عمر و دیگری گرفتار شدن

به افکار پوچ و بی ارزش


*************************************************************


 

اگر می خواهید خوشبخت زندگی کنید از توقعات خود بکاهید.

اگر می خواهی بزرگ شوی ،از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن.

اگر می خواهی خوشبخت ، باشی  سعادت  دیگران را هم در نظر بگیر.

اگر شادی و تمام چیزهای مطلوب را با دیگران قسمت کنید ،

شادی و چیزهای مطلوب بیشتری را به سمت خودتان جذب می کنید

امتحان کنید

شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1389
شهادت بانوی دو عالم فاطمه (س) ...  
عمريست رهين منت زهرائيم

مشهور شده به عزت زهرائيم

مُرديم اگر به قبر ما بنويسيد

ماپير غلام حضرت زهرائيم

چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389
جملات پند آموز(1) ...  



همواره به ديگران كمك كن و همراهيشان كن تا به تعالي برسند

آن گاه خود نيز از درون به تعالي خواهي رسيد
 


خدمت به ديگران كسر شان نيست‚ بلكه امتياز است

خدمتي كه با طيب خاطر انجام شود

غرور را از ميان خواهد برد و

آرامش درون را جايگزينش خواهد كرد
 


با تحقير ديگران‚ سستي و تزلزل خود را نشانشان مي دهيم

نيكي و مهرباني با ديگران

انعكاس پيروزي دروني است
 


براي غلبه بر اين گرايش كه همه چيز را شخصي و خودماني بداني

به آن چه درباره ي غيرشخصي برخورد كردن و

جدي بودن از ديگران مي شنوي‚ ترتيب اثر بده
 


باورهاي قلبيت‚ تعيين كننده ي شخصيت آتي تو هستند

اگر بر مسائل حقير تمركز كني‚ حقيرخواهي شد

و اگر بر افكار متعالي تمركز كني‚ افتخار نصيبت خواهد شد
 


افكار تو بر دريافتي كه از دنياي پيرامون داري رنگ مي دهد

افكار منفي حتي سفيد را خاكستري نشان مي دهد

و افكار مثبت حتي يك روز خاكستري را زيبا مي كند
 


زن ها معمولا احساسات و الهامات را به راحتي جذب مي كنند

اگر احساساتشان آرام باشد

الهامات را به آرامي دريافت مي كنند

و دريافت آن ها را احساس مي كنند
 


افكارت را بر روند درازمدت زندگي متمركز كن

با فراز و نشيب هاي گذرا درنيفت و

انرژيت را براي كنارآمدن با واقعيات هميشگي زندگي حفظ كن
 


بگذار افكارت را عقل‚ و عواطفت را عشق غيرخودخواهانه هدايت كند


خود را بي هيچ چشمداشتي وقف ديگران كن


زيبايي حقيقي نوري است كه از درون ساطع مي شود

منشا آن افكار مثبت‚ محبت و فضيلت هاي اخلاقي است

زيبايي صورتكي نيست كه انسان به چهره بگذارد و به آن مباهات كند

اشتباه است اگر فكر كنيم زيبايي مختص جواني است

هر سني زيبايي خاص خودش را دارد
 


قدرشناس باش و قدرشناسي را ابراز كن

از دهنده ي هديه بيشتر از خود هديه قدرداني كن
 


قدرت خيانت و بدي ابدي نيست

به عيبجويي ديگران‚ درست يا نادرست توجه نكن

اما قلبا  از آن ها سپاسگذار باش

اگر مي خواهي بر كساني كه به تو بدي كرده اند غلبه كني

از آن ها نزد ديگران به خوبي ياد كن

با تاريكي نمي شود بر تاريكي غلبه كرد

سلاح مؤثر بر تاريكي ‚ نور است
 


حب و بغض را از خودت دور كن

قناعت را در وجودت تقويت كن

از داشتن دوستان واقعي ‚ راضي و شاكر باش
 


بيشتر منشا كنش باش تا واكنش

واكنش هاي احساسي مانند ابري واقعيات را مي پوشانند

بگذار محبتت نسبت به ديگران مثل عقربه ي قطب نما عمل كند

مهم نيست كه چند بار منحرف شود

زيرا نهايتا مسير درست را نشان خواهد داد

كاري را كه احساس مي كني درست است انجام بده

كاري كه سودش به ديگران برسد
 


سعي نكن همواره ديگران را از خودت راضي نگه داري

كافي است براي ديگران دوستي صادق باشي
 


اگر بگذاري‚ زندگي مي تواند مثل سوار شدن بر يك چرخ و فلك تفريحي باشد

يك روز بالا برود و روز بعد پايين بيايد

از درونت فرمان بگير

خواه زندگي بر وفق مراد باشد‚ خواه توام با مشكل

همه چيز در حال تغيير است

از هيچ چيز زياده خوشحال يا ناراحت نشو

زيرا هيچ چيز در اين دنيا هميشه يك جور نمي ماند

سعي كن تعادل افكارت را حفظ كني
 


هنگام صحبت با ديگران منصف باش

و سعي كن نقطه نظرات آن ها را بفهمي و محترم بشماري

زيرا تنها با درك كردن ديگران است

كه مي توان به تغيير آن ها اميدوار بود

تنها حقيقت است كه ارزش نهايي دارد ‚ نه عقايد و نظريات مختلف
 


براي ديگران مانند يك مادر باش

بي هيچ انتظاري ببخش و توقع پاداش نداشته باش

با اين كار از زندگي هزاران برابر پاداش خواهي گرفت
 


هنگامي كه ديگران به تو بدي مي كنند

با محبت‚ مهرباني‚ درك و بخشش

ناهنجاري عدم تعادل آن ها را شفا بده
 


ارزش هاي زنانه به نوبه ي خود از قدرتي برابر با

ارزش هاي مردانه برخوردار است

هوا و آب همان قدر قدرت دارند كه آتش دارد

صبر‚ بردباري‚ پذيرش و قدرت انطباق با شرايط

منجر به پيروزي خواهد شد

در حالي كه پرخاشگري در چنين شرايطي شكست به دنبال خواهد داشت

 

شنبه یازدهم اردیبهشت 1389
نکات اخلاقی(3 )"آیت الله بهجت (ره)" ...  

 

خدا را یاد کنید تا بی نیاز شوید

 

کسی که بداند هر که خدا را یاد کند ، خدا همنشین اوست ، نیاز به  هیچ

وعظی ندارد او خود چه باید بکند و چه نباید انجام دهد و آنچه نمی داند

باید احتیاط  کند.

محبت اهل بیت (ع)از همه چیز با لاتر است

 

محبت و ولایت اهل بیت علیهم السلام خود ، یک عمل است و واجب ، بلکه

اعظم  طاعات و واجبات است . البته نماز ، روزه ، زکات ، حج  هم واجب

است محبت هر قدر رتبه اش بیشتر  باشد ، اثر آن در اعمال دیگر  بیشتر

خواهد بود اگر چیزی دیگری غیر از مودت اهل بیت علیهم  السلام  برای

مردم نافع تر بود بیان می شد البته متاسفانه به آنان محبت داریم ، اما در

راه و مکتب آنان نیستیم لذا مثل نماز می خوانیم و مثل آنان حج به جا

 نمی آوردیم.

دوری از خدا پشیمانی می آورد

 

خداوند  همیشه همه ی مردان و رنان  مومن را موفق بدارد تا از  صراط

مستقیم به چپ و راست منحرف نشوند و از خداوند همیشه سعادت خودشان

را بخواهند هرکس از خداوند و انبیا ء و راه انبیاء و  اوصیا ء دوری کند ،

آخرش به همان اندازه ی دوری اش ، پشیمان خواهد شد و هر کس در هر

مرتبه و هر جا هر کاری باشد  با نزدیک  شدن به آنها ،آخر کارش سعادت

و خوشحالی است.

 

به دنیا دل نبندید

 

انسان در دنیا به ده درصد  خواسته های خود  می رسد . کمتر کسی پیدا

می شود که زندگی بر وفق مراد او  باشد . هر گونه  عیش و  نوش دنیا

با هزار تلخی و نیش همراه است . اگر  کسی  دنیا را این گونه  پذیرفت

و شناخت در برابر ناگواری ها و بدی ها ی همسر و همسایه و .....کمتر

ناراحت می شود ، زیرا از دنیا بیش از این که خانه ی بلاهاست ، انتظار

 نخواهد داشت .

 

پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389
نكات اخلاقی(2) از "آیت الله بهجت (ره)" ...  



 

خودمان باعث عذاب می شویم

 


انٌ الله لا یُغَیٌَرُ ما بِقَوم حَتٌی یُغٌَیروا ما بِاَنفسِهم"سوره رعد آیه 11

خداوند هرگز اوضاع قومی را تغییر نمی دهد ، تا اینکه خود آنان آنچه را که

دارند تغییر دهند.


هر چه هست از قامت نا ساز بی اندام ماست . تا ما نا جور نشویم ، آنچه از بالا

بر سر ما نازل می شود ، نا جور نمی شود؛ بلکه کاری می کنیم که باران رحمت

بر ما نقمت و عذاب می شود.

 

به آنچه می دانی عمل کن

 

اگر کسی هر چه می داند زیر پا نگذارد و در هر چه نمی داند توقف کند و احتیاط

کند ، تا زمانی که بداند ، کار تمام است . اما اگر معلومات را زیر پا گذاشت و در

مجهولات ، هیچ مقید نشد و به هر طرف رفت ، به مقصود نمی رسد . پس همین

که انسان به معلوماتش عمل کرد ، دیگر حالت منتظره ای ندارد ،بقیه بر عهده ی

خداست.

 

راه لذت بردن از نماز

 

احساس لذت در نماز ، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد و یک سری مقدمات

در خود نماز ، آنچه پیش از نماز و در خارج از نماز  باید مورد  ملاحظه باشد و

عمل شود ، این است که انسان  گناه نکند  و قلب را سیاه  و دل را تیره نکند و

معصیت ،روح را مکدر می کند و نورانیت دل را می برد و در هنگام  خود نماز

نیزاو را از غیر  خدا منصرف  کند و توجهش  با غیر  خدا مشغول  نشود ، اگر

به طور اتفاقی  منصرف  شد  به  محض  التفات  پیدا  کردن  باید  قلبش  را

متوجه خدا کند.

 

دیگران را دعا کنید تا دعایتان مستجاب شود

 

یکی از چاره جویی های شرعی برای استجابت دعا و برآورده شدن حاجت خود

این است که شخصی که حاجت یا گرفتاری دارد ،دعا کند و از خدا بخواهد که تمام

گرفتاری های مشابه گرفتاری او را از تمام  مومنین  و مومنانی که گرفتارند ،

برطرف  و یا هر  حاجتی نظیر حاجت او دارند ، بر آورده شود ، زیرا در این

صورت مَلَک برای خود انسان دعا می کند و دعای مَلَک مستجاب می شود .

این گونه دعا کردن در حقیقت دعای به خود کردن است.

 

در زمان غیبت عبادت کنید

 

لازم نیست  که انسان در پی  این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج)

تشزف پیدا کند ، بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز ، سپس توسل به ائمه (ع)

برای او بهتر از تشرف باشد زیرا آن  حضرت می بیند و  می شنود و عبادت

در زمان غیبت افضل از عبادت در زمان  حضور است و  زیارت  هر کدام ا ز

ائمه اطهار (ع)مانند زیارت حضرت حجت (عج)است.

سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389
ایام فاطمیه تسلیت ...... ...  


 
علی مولای مظلومان  عالم
بگو  از نارفیقان چون  بنالم

از آن شامی که سر در چاه کردی
مرا  از   درد  خویش   آگاه  کردی
 
طنین ناله در افلاک افتاد
تمام آسمان بر خاک افتاد
 
پر و بال تو زهرا را شکستند
تو را با ریسمان فتنه بستند


تو را در گوشه عزلت نشاندند
مرا در آتش حسرت کشاندند






 

چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389
نكات اخلاقی(1) از "آیت الله بهجت (ره)" ...  


مراقب باشید از خدا دور نشوید

قدم اول در سیر الی الله و در مسیر تقرب خدا این است که انسان هر وقت تصمیم به خود سازی گرفت ،بداند که فاصله ای طولانی با مولای خود دارد و مراقب باشد که حد اقل ،اگر نزدیکتر نشد ، (از خدا)دورتر نیز نشود و سعی کند موقعیتی که دارد ،حفظ کند و بعد کم کم به جلو حرکت کرده خود را خود را به مولا نزدیکتر کند.

به روح بیشتر از جسم اهمیت دهید

اگر بشر به همان اندازه که به جسمش اهمیت می دهد ، به روحش نیز می پرداخت ،هیچ غم و غصه ای باقی نمی ماند ، اما با تاسف بسیار بشر تنها به دنبال آنچه برای جسمش مفید است می رود و از روحش باز می ماند.

بدون اصلاح نفس به جایی نمی رسیم

باید بدانیم که علاج ما اصلاح نفس است در همه ی مراحل واز این مستغنی نخواهیم بود و بدون آن کار ما تمام نخواهد شد. با اعتراف به این که عمل خود ما است که بر سر ما آمده و می آید ،تا خودمان را اصلاح نکنیم و با خدا ارتباط نداشته باشیم و با نمایند گان خدا ارتباط نداشته باشیم ، کارمان درست نمی شود .

کاری نکنید که پشیمان شوید

اعمالی در دنیا محل ابتلا و آزمایش ما خواهد شد . باید بدانیم که آنها مورد رضای خداست و همچنین خدمت و عبادت و طاعت او محسوب می شود . پس هدف باید این باشد که تمام عمر صرف در یاد خدا ، طاعت او و عبادت شود تا به آخرین درجه قرب شایسته خود برسیم . در غیر این صورت ، پس از آنکه دیدیم بعضی به مقامات عالی رسیدند و ما بی جهت عقب ماندیم ،پشیمان خواهیم شد.

چند نکته برای جلو گیری از گناه

از غذای خود از نظر کم و کیف ، کم کنید و از خوردن غذاهای محرک بپرهیزید ، خصوصا شبها ، و بین الطلوعین مقداری قدم بزنید ، ورزش در هوای آزاد نمایید و از نظر فکر و نظر در مناظر مهیج خود داری نمایید و برای ازدواج به نحو آسان اقدام کنید و با توبه و تضرع به درگاه خداوند مهربان و توسل به امام عصر (عج) از خداوند بخواهید که شما را از گناه حفظ فرماید.

جمعه بیست و هفتم فروردین 1389
نقاشی آبرنگ ...  

این بار متفاوت...........

این اولین تجربه نقاشی من در زمینه آبرنگ می باشد.

لطفا نظر بدهید .


یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389
جهاد با نفس ( موازنه) ...  

یکی از مسائلی که انسان را در جهت خود سازی یاری می کند "موازنه" است یعنی اینکه منافع و مضرات هر یک از اخلاق زشت و فاسد که زاییده غضب و شهوت وخیال است و تحت نفوذ شیطان را بشناسد و مقایسه کند با اخلاق نیکو و فضیلتهای آن که تحت نظر عقل و شرع مقدس است و خوب بودن آن را بفهمد و بعد اقدام کند.

مثلا کسی که اختیار اخلاق فاسد در دستش نیست از هر زشتی مضایقه نکند و هر مالی از هر راهی به دستش رسد روی گردان نباشد و هر چه مطابق میل اوست مرتکب شود اگر چه امر فاسدی باشد و به هر کس ظلم کند و با اندک ناملایمی جنگ و غوغا کند و حتی اگر ضررهای بسیار داشته باشد.

کسی که ملکه ذهنش شیطانی شد در غضب و شهوت اختیار از دست داده با هر نقشه باطلی بر بندگان خدا ریاست کند  گر چه به بیچاره نمودن یک خانواده یا بینوا کردن یک شهر و یا یک مملکت. اگر درست فکر کنید هر چه انسان قوی هم باشد و به آرزو هایش برسد باز هم او یک آرزوی به دست نیامده دارد چون در این عالم امکان ندارد به همه چیز برسد .

پس انسان همیشه عاشق چیزی است که ندارد و به دست او نیست اگر بر فرض محال به همه مقاصد خود برسد آیا استفاده او چند وقت است ؟ آیا قوای جوانی تا چند وقت برقرار است ؟ وقتی بهار عمر به خزان رفت ، نشاط از دل و قوای آدمی از کار می افتد و یا ناقص میشود و امراض مختلف به انسان رو می آورد و جز آه سرد و دل پر درد و حسرت و اندوه چیزی برای انسان نمی ماند . آیا بعد از این مدت کم عمر ، که مثل باد می گذرد عاقبت ما چیست ؟ چه ذخیره ای برای زندگی همیشگی خود ،برای روز بیچاره گی خود و روز فقر و تنهایی خود ، برای برزخ و قیامت ، برای ملاقات ملائک خدا و اولیائ خدا و انبیاء آماده داریم.

در این عالم اگر بد کردیم و از عذاب جهنم شنیدی ، جهنم اعمال توست که خداوند می فرماید "یافتید آنچه را حاضر کرده بودید "

اعمال ما چه مال کسی را یا یتیمی را خورده باشی خدا می داند چه ذلتی در انتظار است . به مردم بد گفتی ،قلب کسی را سوزاندی خدا می داند چه عذابی برای خودت فراهم کردی یا غیبت کردی چه نتیجه ای در انتظار است . اینها جهنم اعمال آدمی است و یا صفاتی دیگر از قبیل طمع ، حرص و جدال و دوستی مال و جاه و دنیا و...

و یا صفاتی زشت چون حسادت که ایمان را می خورد و خدا نکند عاقبت گناهی به از بین بردن ایمان و مردن به حال کفر باشد که به مراتب سخت تر و ظلمانی تر است.

پس ای عزیز : درست تفکر کن ، قرآن نعوذ بالله کتاب قصه نیست و شوخی با کسی ندارد . ببین چه می فرماید !!! و اگر عذابی برای اعمال با آن عظمت بیان فرموده ،

چه خواهد بود ؟ با عقل ما و همه بشر تفهیمش دشوار است .

ما را چه شده که هیچ حیا نکرده و در محضر ربوبیت اینقدر هتک حرمات الهی را میکنیم . ای وای بر ما و بر غفلت ما ؟ ای وای بر ما و برزخ و سختیها ی آن ؟ و درقیامت و ظلمتهای آن و جهنم و عذاب آن ؟

هان ای عزیز ، از خواب بیدار شو ، از غفلت تنبه پیدا کن و دامن همت به کمر زن و تا وقت است  ، فرصت را غنیمت بشمار و تا عمر باقی است و قوای تو تحت تصرف توست و جوانی برقرار است و اخلاق فاسد بر تو غالب نشده چاره کن و دوایی برای رفع اخلاق فاسد و زشت خود پیدا کن .

بهترین درمان که علماء اخلاق و اهل سلوک برای مفاسد اخلاقی بیان فرموده اند این است که " هر چه از زشتی هاست و در خود می بینی در نظر بگیر و بر خلاف آن عمل کن و همت کن و بر خلاف خواهشهای نفس خود رفتار کن " و از خداوند توفیق بخواه که تو را یاری کند ، مسلما بعد از مدتی این اخلاق زشت رفع خواهد شد . مثلا ، بد اخلاقی با اهل خانه یا همسایه یا همکاران و ...

انسان عاقل و مجاهد (در راه نفس) باید در صدد بر آید هر وقت ناملایمی پیش آید قصد ناسزاگویی و بد گویی کردن را داشت بر خلاف آن عمل کند و عاقبت بد ونتیجه زشت آن را لحظه ای تصور کند ، به خدا پناه ببرد و لعن شیطان کند .اگر مدتی صبوری کرد و چنین رفتار کند مسلم بداند این صفت از او دور می شود و خلق نیکو در باطنش جا می گیرد ولی اگر مطابق میل نفسانی عمل کند بداند در همین دنیا ممکن است نیست و نابود شود و آتش غضب ممکن است باعث از بین بردن انسانی شود ، که در دو جهان موجب هلاکت است و هم اینطور بحث و جدل کردن .

اگر انسان موفق شد لشکر شیطان را از وجودش پاک کند و لشکر رحمانی را درباطن خود ساکن کند ، کارش آسان می شود و دلش جایگاه خداوندی و برکات  الهی  برایش فراهم می شود و خدای تبارک و تعالی به نظر لطف و رحمت به اونظر میکند .انشاالله                                                                                               

ای جان و جهان ، تو را ز جان می طلبم

سر گشته  تو  را گرد  جهان  می طلبم

تـــو در دل  من نشسته ای فـــارغ و من

از تـــو ز جهانیان نشــــان  مـــــی طلبم

                                                                              (عراقی)           

این مطالب بر داشت اینجانب بود از کتاب "چهل حدیث"امام خمینی (ره)

پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389
جهاد با نفس (وهم ،غضب،شهوت) ...  


و بدان وهم (خیال) و غضب و شهوت ممکن است از جنود رحمانی باشند و موجب سعادت و خوشبختی انسان شود اگر آنها را تسلیم عقل سلیم و انبیاء عظیم الشان نمایی و ممکن است از جنود شیطانی باشد اگر آنها سر خود گردانی.

وبدان که وهم (خیال،فکر) و غضب و شهوت ممکن است از جنود رحمانی باشد و هیچ پیامبری تا کنون نگفته باید شهوت را بکلی کشت و غضب را بکلی خاموش کرد و وهم را از دست داد ،بلکه فرموده اند باید جلوی آنها را گرفت و تحت میزان عقل و قانون الهی انجام وظیفه دهند زیرا این قوای (درونی) می خواهند کار خود را انجام دهند و به مقصود خود برسند اگر چه مستلزم فساد و هرج و مرج هم شوند.

پس هر نفسی که با قوانین الهی تطبیق پیدا کرد از اهل نجات است و در غیر این صورت شقاوتها و بدبختیها و ظلمتها و سختیها است که در پیش دارد و نتیجه اخلاق فاسد در قبر و برزخ و قیامت ، رخ می نماید.

ضبط خیال(کنترل افکار)

بدان که اول شرط برای مجاهد (جهاد با نفس) در غلبه بر شیطان و جنودش حفظ طائر خیال (کنترل فکر) است، چون فکر آدمی چون مرغی است بس پرواز کن که هر آنی به شاخی خود را می آویزد و این موجب بسی از بدبختیها ست و این خیال (فکر) یکی از دستاویز های شیطان است که انسان به واسطه آن بیچاره شده و به شقاوت دعوت می شود.

انسان مجاهد باید زمام آن را در دست گیرد و نگذارد هر جا که می خواهد پرواز کند و باید مانع شود از خیالهای فاسد و باطل از قبیل معاصی (گناه) و شیطنت و همیشه خیال خود را متوجه امور شریفه کند و این اگر چه در اول قدری مشکل به نظر برسد و شیطان و جنودش آن را بزرگ جلو ه دهند ولی با قدری مراقبت و مواظبت این امرآسان می شود.

باید چندی در، صدد جمع افکارت باشی و هر وقت می خواهد متوجه امر پست و زشتی شود آن را منصرف کن و به امور دیگر متوجه کنی از قبیل امور شریفه ،اگر نتیجه گرفتی خدای تعالی را شکر کن بر این توفیق و این امر را دنبال کن شاید خدای تو را به رحمت خود راهی برایت باز کند و از ملکوت هدایت شوی به صراط مستقیم انسانیت و کار سلوک الی الله تعالی برای تو آسان شود.

و متوجه باش که خیالات فاسد و زشت از تصورات باطل که از القائات شیطان است که می خواهد جنود خود را بر باطن تو برقرار کند و بدان تو می خواهی صفحه نفس خود را الهی و رحمانی کنی.

و ای عزیز از خدای تبارک و تعالی در هر آن استعانت بجوی و استغاثه کن در درگاه معبود خود و عرض کن "بار الها شیطان دشمن بزرگی است که طمع بر انبیاء و اولیاء بزرگ تو داشته و دارد ، تو خودت این بنده ضعیف و گرفتار (با این افکار باطل) را همراهی کن تا بتواند از عهده این دشمن قوی که سعادت و انسانیت مرا تهدید می کند ، برآید و خداوندا مرا همراهی کن این خانه دل که جایگاه توست همیشه رحمانی بماند.

این مطالب بر داشت اینجانب بود از کتاب "چهل حدیث"امام خمینی (ره)

دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388
نزاع جنود رحمانی و شیطانی... ...  

بدان که برای نفس انسانی یک مملکت و مقام دیگر است آن مـقام باطن انسان است و جنود نفس در آنجا بیشتر و مهمتر  از مملکت ظاهر اســت و نزاع و جدل بین جنود رحمانی و شیـطانی در آنجا عظیمتر و غلبه در آن بااهمیت تر و هر چه در  ظاهر است از آنجا نزول کرده و اگر هر یک از جنود رحمانی و  شیـطانی در باطـن پیــروز شوند ، در وجود انـــسان هم غالب می شود و جهاد نفس در این مقام خیلی با اهمیت است .  این سر چشمه ی تمام سـعادتها و شـقاوتها ست و درجـات و درکـات را باید از این مقام دانست . انسان باید خیلی متوجه خود در این جهاد باشد.ممکن است مغـلوب شدن جنود رحمانی در اینـجا و خـالی گذاشتـن آن برای غاصبان و نااهلان از جنود شیطان ، هلاکت همیشگی از برای آدمی پیدا شود که قابل جبران نباشد و شفاعت شافعین شامل حال او نگردد. و ارحم الراحمین (نعوذباالله)به وی با نظر غضب نگاه کند و خدا می داند چه  عذابها و ظلمتها و سختیها و بد بختیها دنبال این غضب الهی است و دشمنی اولیاء حق است که تمام آتشهای جهنم و  ...پیش آن هیچ است.

در بیشتر موارد وصف جهنم و بهشت که در کتاب خداو اخبار انبیا ء و اولیاء آمده جهنم و بهشت اعمال است ، که برای جزای عملهای خوب و بد تهیه شده است ، خوب است منکر نشویم و ایمان داشته باشیم به آنچه خداوند"تعالی جل شانه "و اولیاء فرموده اند . شاید این ایمان اجمالی هم برای ما فایده داشته باشد.گاهی هم انکار بیجا و رد بی موقع برای ما ضرر ها ی خیلی زیاد داشته باشد به طور مثال تا شنیدی فلان حکیم یا عارف چیزی گفت و با سلیقه شما در نیامد حمل بر باطل بودن و یا خیال بودن آن مکن شاید ان مطلب منشا داشته باشد از کتاب و سنت و عقل و شما به آن بر نخورده باشید.

در هر حال ای عزیز چاره جویی نما و راه نجاتی و وسیله خلاصی برای خود پیدا کن و به خدای الرحم الراحمین پناه ببر و از آن ذات مقدس تمنا نما که تو را حمایت کند در این جهاد نفس تا انشاالله پیروز شوی و وجودت را رحمانی کنی و جنود شیطان را از خود بیرون کنی و خانه دل را به دست صاحبش دهی تا سعادتها و رحمتها ی خداوند به تو عطا فرماید.  

 

این مطلب برداشت اینجانب بود از کتاب"چهل حدیث" امام خمینی (ره)

جمعه بیست و یکم اسفند 1388
زندگی... ...  

زندگی صحنه ی یکتای هنرمــندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحـنه رود

صحـــنه پیـــوستــــه به جـــــــاســــــــت

خرم آن نغـــمه که مردم بسپارند بــــه یاد

    

  

یکشنبه شانزدهم اسفند 1388
جهاد با نفس "تذکر" ...  

 

در راه مجاهده با نفس یکی از اموری که انسان سالک باید خیلی مواظب آن باشد "تذکر" است. و آن عبارت است از یاد خدای تعالی ونعمتهایی که به انسان مرحمت فرموده باید از کسی که نعمت داده احترام کند و هر چه نعمت بزرگتر احترام آن لازمتر و بیشتر . مثلا اگر دکتری شمارا از کوری نجات داد احترامش می کنید ولی اگر دکتری شما را از مرگ نجات داد بیشتر می کنید.

اگر نعمتهایی که "مالک الملوک جل شأنه"به ما مرحمت کرده اگر جن و انس بخواهد یکی از آنها را به ما بدهد نمی تواند و ما از آن نعمتها غافلیم. مثلا هوایی که تنفس و نعمتهایی از قبیل قوای ظاهری، صحت بدن، قوه بینایی، شنوایی و ذوق و لمس و قوای باطنی از قبیل خیال و وهم و عقل و غیره.

و یا نعمتهایی از قبیل انبیاء و اولیاء و کتبی که  فرو  فرستاده و راه سعادت  و شقاوت و بهشت و جهنم را به ما نمایان نموده و هر چه محتاج به آن بودیم در دنیا وآخرت به ما عنایت فرموده بدون اینکه به طاعت و عبادت ما احتیاجی داشته با شد. به حال او طاعت و معصیت ما فرقی نمی کند و اگر امر و نهی می کند به نفع خود ماست . اینها نعمتهایی است  که کلیات آن از شمارش ما خارج است چه رسد به جزییات نعمتها .

احترام به شخص بزرگ در فطرت آدمی نهفته است چه آنكه انسان به بزرگ احترام میکند برای اینکه بزرگتري او را تشخیص داده ، آیا بزرگی و عظمتی بالاتر از عظمت حضرت "مالک الملوک" وجود دارد ؟ آیا این عظیم که به یک اشاره این همه عوالم و هزاران  هزار عوالم غیبیه را خلق فرموده لازم الاحترام نیست  در فطرت عقل؟؟؟

این انسان اگر در مورد کسی در غیابش خدای نکرده بد گویی کند  ، وقتی حاضر شد ، سکوت می کند برای احترام به او ، و می دانیم خدای تبارک و تعالی در همه جا حاضر و تمام ممالک وجود در تحت تصرف و نظر او اداره می شود و بلکه همه نفوس در حضور او و همه عالم محضر ربوبیت است ، آیا رواست با این نفس خود ، بدی و گناه در محضر مقدسش بنمایی.

پس ای عزیز متذکر حضور باش و ترک کن نافرمانی او را در این جنگ بزرگ  که همان "جهاد با نفس" است . در این جنگ بزرگ بر جنود شیطان غلبه کن و مملکت خود را مملکت رحمانی و حقانی کن و به جای جنود شیطان محل اقامت لشکر حق تعالی نما ، تا آنکه خدای تعالی تو را توفیق دهد در مجاهده مقام دیگر و در میدان جنگ بزرگتر که در پیش است و آن جهاد نفس است در عالم باطن ، که به آن اشاره خواهيم كرد .

و باز تذکر دهم که غیر از خدای تعالی کاری از کسی بر نمی آید و از خدای خود بخواه با تضرع و زاری توفیق آن را که در این مجاهده اعانت فرماید تا بلکه انشاالله غالب آیی.

" انه ولی التوفیق"

این مطلب برداشت اینجانب بود از کتاب "چهل حدیث" امام خمینی رحمة الله علیه

 

ای همه هستی ز تو پـیدا شده                  خــــاک ضـــعیف از تـو توانا شـده

ای ز وجـــود تــــو وجـــود همــه                  پرتوی از بــــــود تو بـــود هـــمــه

غیب ازل نور شهود از تـــو یافت                  لوح عدم نقــــش وجــود تو یـافت

نــــــور ده ظــــلمتــــیان عــــــدم                   ربـــــط  ده خیـــل حـدوث و قــدم

"شعر از نراقی"

پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388
میلاد رسول الله (ص)و امام صادق(ع) ...  

باور  کنیم، رجعت  سرخ  ستاره را
میعاد  دستبرد  شگفتی  دوباره را
باور کنیم  ، رویش   سبز جوانه را
ابهام   مرد   خیز   غبار    کرانه را
باور کنیم، ملک  خدا را  که  سرمد است
باور کنیم، سکه به نام محمد (ص) است


پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388
جهاد با نفس ...  

                             

                                 جهاد اکبر "جهاد با نفس"

انسان دارای دو جسم است ، جـــسم ظاهری که بدن اوست و نفس او که از عــــالم غیبت و

ملکوت است و نور حق بر این جسم خاکی تابیده وبه او زندگی بخشیده .

برای این مقامات و درجات سپاهی است رحمانی و عقلانـــی که انســان را جذب ملــــکوت

 اعلی و دعوت به سعادت می کند و سپاهی است شیطانی و جهلانی که جذب ملکوت سفلی

 و دعـوت به شقاوت می نماید و همیشه بین این دو لشکر ستیز است و انسان میان این دو

درگیر . اگر جنود رحمانی پیروز شد انسان از اهل سعادت و رحمت است و در زمــره انبیا

و صــالحین و اگر جنود شیطانی و لشگر جهل غالب شد انسان اهل شقاوت و غــضب و در

زمره شـــیاطین و کفار و محرومین محشور است.

باید بدانیم بدن انسان جایگاه نور الهی است و چشم و گوش و زبان .. تــــحت تصــرف نفس

انسان می باشد و ذهن انسان اگر شیطانی شد لشکر رحمان و جنود عقل رخت بر مــی بندد

و از دنـیای انسان خارج میشود ولی اگر ذهن تحت تصرف عقل و شـــرع درآمد و حرکات و

سکنات عـــــقلانی و شـــــــرعی شد مــــملکت (ذهن ما ) رحمــــانی و عقــلانی می شود و

شیطان دامن در کشد و میرود.

پس جهاد نفس که جهاد اکبر است ، و از کشته شدن در راه حق تعالی بالاتر اسـت ، عبارت از

غلبه کردن انسان بر قوای ظاهر خود و آنها را تــحت فرمان خـــالق قرار دادن و وجــود را از

شیاطین پاک کردن.

                                                 تفکر

اولین شرط مجاهده با نفس و حرکت به سوی حق "تفکر" است . و آن اســـت که انسان لااقل

 در هر شبانه روز (ولو) کم فکر کند به این که مولای او که او را به این دنیا آورده و تـــمام

 اسـباب آسایش و راحتی او را فراهم کرده و نعمت و رحمت برایش عنایت فرموده ، وظــــیفه

 ما در بـرابر مالک الملوک چیست ؟

آیا تمام این بساط فقط برای همین حیات حــــیوانی و اداره کــــردن شـــهوت است که با تمـــام

حـیوانات شریک هستیم ، یا مقصود چیز دیگری اســــت ؟ آیـــــا پیامبران و اولیائ معظم مردم

را از شــهوت حیوانی (خوردن ، خوابیدن ، جنسی )و این دنیای فانی پرهیز می دادند با مردم

 دشمــنی داشتند و دارند یا راه صلاح ما بیچاره ها ی فرو رفته در این منجلاب را می دانستند

اگرانسان کمی فکر می کرد می دانست منظور از خلقت چیز دیگری است و آن انسـانهایی که

با زحـمت و رنج و سالها در پی شـهوات عـمر صرف نمودند جز حسرت نصــیبشان نشد ، پس

سعادت همیشگی را مفروش .

آن انسانی که تو را دعــوت به گناه می کند و مـــی گوید زندگانی مادی را فقط باید تامین کرد

قدری در حال خود او تامل کن و ببین خودش از دنــیای خویش راضی است ؟ یا مبـتلایی بیش

نیست و دیگری را هم مبتلا می کند . در هـر حـال با خدای خود راز و نیاز کن که تو را آشـنا

کند به وظایفت و امید است این تفکر باعث مجاهده با شیطان و نفس اماره شود.

عزم انسانی که به مجاهده با نفس خود برخواسته "عزم" ترک گناه و جبـــــران آنـچه از او

 گذشته. انسان باید بر اساس شرع رفتار کند و ظـــاهرش ، ظـــاهر رســـول اکــرم (ص) و

 پـــیروی از این بزرگـــــــوار در جـــمـــیع حرکات و ســکنات و تمام کردارش باشد.و انسان

به هیچ راهـی از حقیـقت نمی رسد مگر از ظاهر شریعت ( انجام اعمال دینی ) و تــــا خود

 را با آداب شرعــی آشنا نـکند هیچ اخلاق حسنه برای او پیدا نمی شود و نور مـــــعرفت در

 قلبش منور نشود. بــاید از گنـــاهان دوری کرد و عــــزم هــجـــــرت به سوی حــق تعالی و

 ظاهــر را ظاهــر انسانی و از خداوند بخواهد در این مقصد او را همراهی فرماید.

و در ایام حیات لغزشگاههای عمیقی دارد که ممکن است در آن واحد به پرتگاه هلاکـــــت

 چـنان افتد که دیگر نتواند برای خود چاره کند.

                                 مشارطه

آن است که در اول روز مــــثلا با خود شرط کند کـــه امـــــــروز بر خلاف فرمــوده خــداوند

 تبارک و تعالی رفتار نکند .

یک روز خلاف نکردن آسان است و اگر این کار را کـــــرد انســان می توانـــــد به راحـــتی

ادامه دهد . شاید شیطان این امــــر را بزرگ جاوه دهـــــد (گناه نکردن) و در این زمان او

 را لعن کن و خیال باطل را از ذهن و قلـــــب بیرون کن . یک روز تجربه کن آنوقت تصدیق

 خواهی کرد.

                               مراقبه

پس از مشارطــــه (شرط کردن) متوجه عمل به آن باشی. باید وارد مــــــــراقبه شــــــوی .

از این پس مراقب اعمالت هستی در تمام مدت شرط.

و اگر در دلـــــت افتاد که امــــری را مرتکب شــوی ( گـــــناهی کنی ) بدان خلاف فرموده

 خداست و بدان شــــیطان و جــــنود او تو را از شــــــــرط خود ، میــخواهــــند باز دارند به

آنها لعنت کن و از شر آن به خدا پناه ببر و آن خیال باطل را از دل بیرون کن.

و این مراقبه با هیچ یک از کــــارهای تو از قـــبیل کسب و کـــــار و ســـــفر و تـــــــحصیل

و غـــــیره منا فات ندارد .

                               محاسبه

به همــــین حــــال باش تا شب ، که موقع محاسبه است و آن عــبارت است از اینکـــــــــه

حساب نفس کنی که به شرطی که بــا خدا کـــــردی آیا به جا آوردی بــه ولی نعـــــمت خود

 ( خداوند ) در این معامله جزئی خیانت نکردی .

اگر درست وفا کردی شکر کن و بـــــه این توفـــیق و به این که یـــک قـــدم جلو رفتـــی و

 مورد نظر خدا شدی و خـــــداوند انشا الله تورا راهنمایی می کــند و در پیـــــشرفت امــــور

 دنیا وآخرت ، و کار فردا آســـــانتر خواهد شد بعـــد از مـــــدتی ملـــکه ذهـــن خواهد شد و

 برایت آسان می شود و آن وقت از اطاعت خدا و ترک گناه لذت می بری در همین عالم.

بدان ترک گناه را که خدا بر تو تکلیف کرده کـار شــاقی نیست و از عـــهده انسان بر مـی آید

ولی شیطان و پــیروانش آن را مشکل جلوه می دهند ، اگر در هنـگام مشارطـــــه سستی شد

و گناهـــــی سر زد از خدای تعالی معـذرت بــــخواه و بنـا بگذار از روز بعد مـــردانه به عمل

شرط بـــــپا خیزی تـــــا خداوند درهای سعـــــادت و رستگاری بـــه روی تو بازکند و تو را به

صراط مستقیم انسانیت برساند.

این نوشته برداشت اينجانب بود از قسمت اول از

حدیث اول کتاب "چهل حدیث " امام خمینی رحمه الله علیه

یکشنبه هجدهم بهمن 1388
کینه ، آثار و درمان ...  

ازگناهان قلبی و انحرافهان روانی حقد(کینه)است. کینه یعنی از کسی ناملایمی می بیند و یا می شنود و خشمگین می شود و نمی تواند جلوی این رفتار و خشم خود را بگیرد و یا نتواند تلافی کند در اینجا دشمنی ان شخص را دردل جای میدهد به این حالت کینه و یا بغض ویا حقد گفته می شود و اگر این حالت در دلی پیدا شد موجب شقاوت و محرومیت از سعادت در زندگی دنیوی و اخروی می شود.

بنابر این دانستن بزرگی این گناه و زیانهای ان و درمان آن برای طالب سعادت ضروری است ودر قرآن آمده " پروردگارا در دل ما هیچ کینه برای هیچ فردی از اهل ایمان پدید مگردان و ما را از قصد رساندن بدی و شر به مومن نگهدار "سوره 59 آیه  10

بغضهای حرام

بغض به خدا:مانند کسی که به خدا ایمان ندارد و تمام عالم را ظاهر و تمام دلبستگی همان اسباب ظاهری می داند و اگر گفته شود بازگشت همه به سوی خداست  بغض و خشم خدا را در دل جای می دهد که اشد مراتب کفر است و نجاتی برایش نیست.

بغض به قضای الهی :اگر در جایی مانند عزت و ذلت و ثروت و تهی دستی و مرگ وزندگی و حوادث عمومی مانند سرما و گرما و قحطی و سایر بلاها ی عمومی در برابر قضایالهی که با میل او مخالف است خشم کند و اعتراض را در دل جای دهد این حالت بغض حرام و توبه از آن واجب است.

باید بدانیم در برابر حکم الهی چه تشریعی و چه تکوینی باید تسلیم حق شویم و اعتراض و چون و چرا در دل نداشته باشیم  و خداوند آگاهتر به حال بندگان است.

امام صادق (ع)می فرمایند :اگر طایفه ای خدا را به یکتایی بپرستند و نماز و زکات بدهند و حج به جا بیاورند و روزه ماه رمضان بگیرند و به کاریکه خدا و رسول کرده اند چون و چرا کنند و یا در دلشان اعتراض باشد آنان مشرکند و حضرت این آیه را تلا وت کردند"

"فلا و ربک لا یومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدون فی انفسهم حرجا مما فضیت و یسلمو تسلیما"  سوره 4 آیه  65

اگر در معنای ایمان دقت شود میدانم که حالت اعتراض ضد ایمان است و کفر به خداست زیرا ایمان تسلیم و یا گرویدن است در مقابل طغیان و سرکشی.

قرآن میفرماید:هر که از قضای الهی نا خشنود است و بلایی که به او رسیده و یا آرزویی که به آن نرسیده نگران است و دل از خدا بریده و امیدی به یاری کردن خدا در دنیا و آخرت نداشته باشد واز این رو بغض خدا را دارد ،پس ریسمانی به گردن خود و خود را از سقف آویزان کند آن گاه ببیند با این کار بلا از او دور می شود و به آن خواسته می رسد .

سوره 22 آیه 15

پس عقل حکم می کند که انسان صبر کند و انتظار فرج و یاری خدا را داشته باشد و بداند که (ان مع الیسر یسرا : با هر سختی آسانی است) و هیچ گاه به پروردگارش بد دل نشود و در این صورت جز زیان دنیوی و اخروی و اجر صابرین محروم می شود .

بغض به پیامبر و امامان : که در این صورت از اسلام بیرون رفته و در روایات تصریح شده دشمنان اهل بیت و پیامبر بدترین کافرانند .

بغض مومن: اگر کسی مومنی را به جهت ایمانش دشمنی او را در دل داشته باشد و به اذیت و آزار او دست زند به مراتب کفر است زیرا علاوه بر انکار حق عناد و دشمنی به حق هم دارد .

گاهی کسی آزاری می بیند و مالش را می برند ویا حقش ضایع می شود در این صورت دشمنی شخصی را به دل می گیرد و باید تلافی کند و دایم بخواهد بلایی سرش بیاید و یا خوشی به او نرسد و از شری که به آن کس برسد خوشحال شود و از هر خیری که برایش مهیا شود ناراحت شود و گاه با تلافی و قصاص هم آرام نمی گیرد ، چنین بغضی حرام  و توبه از آن واجب است.

در این جا عفو یعنی اگر آزردگی پیش آمد آن را ندیده گیرد و یا نشنیده و به دل نگیرد واز سر تلافی بر نیاید بنا به قرآن و روایات آن عمل ستوده و ثواب بی حساب وعده داده شده .

قرآن می فرماید : هر کس گذشت کند و اصلاح نماید پس پاداشش بر خداست. سوره 42 آیه 40

و باز می فرماید :اگر شکیبایی کنید و از انتقام جویی صرف نظر نمایید همانا آن برای صابران بهتر است . سوره 16  آیه  122

قرآن می فرماید: این خوی و عادت نیک داده نشود مگر آنان که شکیبایی کردند و خود را از خشم و کینه ورزی و انتقام جویی نگه داشتند و عطا شود این خصلت پسندیده مگر کسی که بهره ای بزرگ از ایمان و انسانیت داشته باشد و مقامی ارجمند از روحانیت نصیبش شده باشد. سوره 41 آیه 32

البته لازم به ذکر است "در جایی که ظلم بر مسلمانی وارد شد و ستم روا شد واجب است زیر بار ظلم نرود و در برابر ستم ایستادگی کند و از حیسیت و شرافت خود دفاع نما ید هر چند جانش را در این راه از دست بدهد .

آثار کینه

کسی که کینه دیگری را به دل دارد حتما به حسادت هم دچار خواهد شد و نسبت به شخص مقابل نا خشنود است رابطه اش را قطع می کند و این خود گناه بزرگی است و یا او را سرزنش می کند.

امام صادق (ع) می فرماید:کسی که در مصیبتی که به شخصی می رسد شاد کام شد و سرزنش کرد  از جهان نرود تا گرفتار فتنه شود .  ( اصول کافی )

کسی که دشمنی دیگری را به دل گرفت آماده خیانت کردن به او می شود و خواری دیگری هم برایش ارزش می شود و آماده هر آزاری است  از دست و زبان.

امام صادق (ع): هر ستم کند خدا بر او چیره کند کسی را که به او ستم کند یا به فرزندش و یا به فرزند فرزندش.

رسول خدا (ص) فرمود  : دوست ترین راه به سوی خدا دو جرعه است یکی جرعه خشمی که با بردباری آن را برگردانی و دیگر جرعه مصیبت که با شکیبایی رد کنی. ( اصول کافی )

زیانهای دنیوی

هر انسانی در زندگی دنیوی نیازمند همکاری دیگران است به طوری که گاهی به مساعدت دوستانی نیازمند و اگر بخواهد دشمنی شخصی را به دل بگیرد و برای کسانی دیگر هم تکرار شود ،تنها می شود و در سختیها ی زندگی در رنج و دچار ناراحتی درونی می شود تا جایی که براعصاب و روانش اثر گذاشته و بیمار خواهد شد .

زیانهای اخروی

امام علی (ع) می فرماید :هزار دوست کم و یک دشمن زیاد است.

امام صادق (ع) می فرماید زیاد کنید دوستان خود را که در دنیا یار و یاور شما هستند و در آخرت شفاعت خواه شما یند.

درمان کینه

باید پروردگار جهان را بشناسیم و بدانیم  که همه آنچه در جهان است از خداست و در نعمتها ی خدا بیاندیشد که اندازه و شمارش آن از توان بیرون است .خداوند همه را در خدمت بشر آفرید تا از زندگی راضی و خشنود باشد.

   ابر و با د و مه وخورشید و فلک در کارند       تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

   همه از بهر تو سرگشته و  فرمانبردار             شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

در قرآن مکرر امر شده که نعمتهای بی پایان خدا را از یاد نبریم و طغیان و سر کشی و سرپیچی از فرمانش نکنیم و در برابر حق خضوع و خشوع داشته تا دوستی حق نصیب شود .

  " پس یاد کنید نعمتهای خدا را به امید آنکه رستگار شوید "  سوره 7 آیه 74

انسان با ایمان باید در برابر قضای الهی مانند بیماری باشد در برابر امر طبیب حاذق و مهربان.

   کار خود گر بخدا باز گذاری حافظ      ای بسا عیش که با بخت خدا داده کنی

و انسان هر نا ملایمی که به او رسد و به نظرش شر است چه بسا سدی در آن است و خیر آن بیشتر است و گاهی حتی مرگ برای کسی بهتر از زندگی  است چه بسا بنده شایسته ای بوده و زودتر از رنجهای دنیا خلاص شده و اگر تهی دست بوده به این فکر کند که سلامت است و اگر بیمار بوده به این بیاندیشد سایر اندامش در موقعیت بهتریست و نعمت عقل را  نباید فراموش کنیم و صفات عالیه که خدایش برای او در نظر گرفته و این بالاترین حقیقت است.

"خلاصه باید بدانیم که هر اندازه از ناراحتی و گرفتاری است نسبت به نعمتهایش  ناچیز است."  و باید به کوتاهی عمر و زود گذری آن نظر کند وبداند هر لحظه تمام داشته ها و نداشته ها را باید بگذارد و برود و بداند در تمام اعصار یک نفر از افراد بشر در مدت حیات  خود بدون ناملایمیو گرفتاری نبوده و هر چه ثروت و قدرت بیشتر گرفتاری هم بیشتر.

    یک تن آسوده در جهان دیدم                     آن هم آسوده اش تخلص بود

در قیامت پروردگار عالم ازمومنین در برابر گرفتاریها و بلاهایی که در دنیا به آنها رسیده می فرماید حاجتهایی که در دنیا از من خواستید و به شما داده نشد از خوار شما نبود از کوچکی و تنگی دنیا بود و امروز هر چه بخواهید به شما داده خواهد شد .

   بگذرد این روزگار سخت تر از زهر           بار دگر روزگار چون شکر آید

و در حالات پیامبران و امامان و بزرگان دین تامل کند تا بداند 

      هر که در این درب مقرب تر است            جام بلا بیشترش می دهند

خداوند ما را به وظایف دینی آشنا فرماید و توفیق دهد بنده مطیع او باشیم.

 بر گرفته از کتاب" قلب سلیم " شهید محراب آیت الله دستغیب  

یکشنبه یازدهم بهمن 1388
ریا ...  

از جمله بیماریهای روانی و گناهان قلبی ریاءاست که توبه از و پاک کردن آلودگـــی دل از آن

واجب است .  و چون ریاء قلبی حرام است ، عمل ریائی هم حرام می باشد.

                                            ****حقیقت ریاء****

اگر خواسته درونی کسی این باشد که به وسیله انجــام دادن عـبادتی از واجبــات و مستحــبات

بدنی یا مالی  مانند نماز ، روزه،حج ، زکات و خمس و انفاقهای مستحبی ، نزد مردم آبرومــند

شود و اعتبار پیدا کند و مردم او را به دینداری یا خوبی بشناسند و به این وسیـلــه به مقاصــد

شوم دنیوی مانند ثروت ومنصب و مقام برسد این خواسته و میل قلبی ریاء است.

کسی که خواسته درونـش ثروتنمدی و مـنصب و ریــاست و شهوات دنیوی است و انجــام دادن

عبادات و کارهای خیررا در آشــکار و وسیله قرار دادن آن راجهت نیل به آرزوها میداند این

شخص  دچار ریاءقلبی و هر عبادتی که انجام می دهد چون محرک او همان غرض نفسانی ..

است ، آن عبادت و عمل ریایئ و حرام و باطل است هر چندبه زبان بگوید برای قرب الهیست.

                                          ****ریا بیماری قلب****

همانطورکه می دانیم بیمـــاری تــن آن اســت که عضوی از بــدن که به جهت برآورده شــدن

نیازی آفریـــده شـده مانند چشم که خاصــــیت دیــدن شکلها و رنگها وتشخیص اشیــا است و

بیمـــاری آن ندیدن ، همــین طور چشـــم دل انســان دیدن واقعیــات و حقــــیقت اشیـا و فــرق

بیــن حــق و بــاطل چشم ظـــاهری ، ظواهر حیات مادی و زرق و برق آن را می بیند و چشم

دل در همـــه چیز زود گـــذر بودن آن و بـی ثبـــاتی و نــــاپایداری حــالات آن و نـــاراحتی ها

و رنجـها که از لـــــوازم آن است را می بیند و ثبــــات حیــات روحــانی و جهــان پـــــــس از

مرگ انسان را می فهـمد و همــچنین حق بودن حق بــودن آفریدگــار و اینکه تمــــام اجزاء

جهــــــان آفرینش وابسته به اوست تــا جــــایی کــــــه یقین پیدامی کنــد که هیـــچ برگ زرد

درختــی بدون اذن و خواست اونمی افتد و اینکه مخـلوقات هیچ استقلالی از خود ندارند .

کسی کـــه کاری را برای برای شهرت نزد مردم و مدح و ثنای انها انجــام می دهــد مــعلوم

است که چشم دلش نابینــا ست و بی اعتــباری و بی ارزشی ایـن خواســته ها را ندیده و به

چشــم دل نمی داند اگر تمـــام افــراد بشر جمع شوند تـــا کسی را عزیز کنـند و از ســـختـی

نجاتش دهند  تا خدا نخواهد محـــال است و اگر کسی را ذلیل و خوار کنند تا خـــــــدا نخواهد

امکان پذیر نیست.

اینها حقایقی است که باید با چشم دل دید .

قرآن  مــی فرماید : آیــا در زمین نگـــشتند تا دلــــهایی داشته باشند که بــــا آن هشــیاری

در یــابند با گوشهــایی که سخنــــان راسـت و درسـت را بشـنوند جـــز ایـــــن نیست کـــــه

چشمهــای سـرشان نــابینــا نیست بلکه دلـــــها که در سینه دارنـــد کـــــور و نـــــابیناست

سوره 22  ایه 46.

و باز قــرآن می فــرمــاید: ای کســانی که ایمــــــان آوردیــد صدقــــــات خود را بــا مـنت

گـذاشتن و آزار رســـانــدن به گیــرنده آن ،  بــاطل نــکنید مــانند کسی که مالش را برای

خود نمایی به مردم انفاق میکند .و به روز جزا ایمـــان ندارد مثـــال آن ریاء کــار مثــال

سنـگ صـافی است که بر آن خاکی بود و بـــاران سخـتی بر آن رســـید و آن را صــــاف

به جــا گذاشت ، ایـنان توانایی بهره برداری از آنچه فراهم آورده اند ، ندارند و خـــداوند

گروه کافران را  راهنمایی نمیفرمایدسوره2 ..246

                                  ****ریاء از زبان معصومین(ع)****

رسول خــدا (ص) فرمود :به راستی ، فــرشته کردار بنده را در حالی که شــــاد به آن

است بــالا می برد و خــدای عز و جل می فرمـــاید آنــان را در دفتــر بدکاران ثبت کنــید

چون ایــن اعمــــال رضای مرا نداشته (عمل ریایی).

امام علی(ع) می فرماید: ریـــاکار و خود نمـــا را سه نشـانه است ، هنگامـــی که در

برابر مردم باشـــد نشـــاط به عبـــادت دارد و چـــون تنــــها باشد کســل و تنـــبل است و

دوست دارد در تمام کارها او را ستایش کنند و به او آفرین بگویند .

امام باقـــر(ع) میفرمــاید :خود ستانی و ثنا خوانی نکند از شما کسی به زیادی، نماز

و روزه و زکـــات و کارهایش ، زیرا خدا دانا تر است به کسی که تقوا مــی ورزد و با

اخلاص باشد.

امام صادق(ع)می فرمـــاید :مبادا خود نمــــایی کنی زیرا هر کــــه برای جـــز خــــدا

کــــاری کـند خدایش بکسی واگذارد که برای او کار کرده است.

همــــان به گــر آبستن گـــوهری             که همچون صدف سر بخود دربری

اگر مشک خالص نداری مـگوی              و گر هست خود فاش گردد به بوی

منــه آب زر  جــان مــن در پشیز              کــه صــراف دانـــــا نگیــرد بــچیز

                           ****آرامش دل ، عشق به عبادت****

قرآن میفرماید :آنانکه ایمان آوردند و دلهایشان به یاد خدا آرامش یافته ، همــانا بـــا یاد

خدا دل آرام می گیرد. سوره  13   آیه 27

هر کــس خــدا را دوست دار شــــد ،   زبانش جز به یاد او سخن نمی گوید و گــوشش جز

سخن او چیزی نمی شنود و چشمش جز نشانه های او نبیند و دســت و پایش جز فرمـــان

او نجنبد .

رسول خدا (ص) فرمود :بهتریـن مردم کسی است که عاشق عبادت است ، عبادت را به

آغوش می کشد و خود را برای انجام آن فارغ می ســازد و او ترس ندارد در دنیـــا سختی

کشد یا در رفاه و آسایش باشد .

                                           **** در مان ریاء****

به طور کلی ریاء مانند دیگر بیماریها ی قلبی ، تقویت ایمان و کو شش در رسیدن به درجه

یقین است . اگر به این درجه رسید تاریکیها و آلودگی ها و نا سالمی قلبها در او اصــــلاح

و از هر جهت سـلا متی دلش تامین خواهـــد شد . کســـی که نور یقین به حضور خداوند  در

دلش ایجاد شد خدا را در همه جا حاضر و ناظر می داند و بــرای تقرب الهی عبادت میکــند.

رسول خدا (ص) مفرماید: دانا کسی است که بشر و شتر ببیند برایش تفاوتی ندارد و در او

اثری نمی کند و خود را بزرگ نمی بیند و مردم را خوار نمی شمارد .

چگونه سر ز خجالت بر آورم بر دوست         که خدمتی بسزا بر نیامد از دستم

فدای دوست نـــکردیم عمـر و مال دریغ         که کار عشق ز ما اینقدر نمی آید

شنبه سوم بهمن 1388
دوستی و حب دنیا ...  

از جمله گناهان بزرگ قلبی و بیماریهای شدید روانی که منشا سایر گناهان قلبی  و جسمی

میباشد دوستی دنیاست و تمام پیامبران آن را نهی کرده اند و حب دنیا حرام است.

زندگی انسان از هنگام ولادت تا ساعت مرگ و آثار و لوازم و اعتبارات و هرچه راجع به

آن است همه را دنیا می گویند.

حیات در عالم طبیعت فرصت مناسبی است برای فراهم کردن زاد و توشه راه سفر به سوی

آخرت  ، زیرا عالم مظهر جمال و جلال و کمال است و تا زمانی که تعلقی به خود جلب نکند

مورد سرزنش نیست ولی زمانی که دلبستگی و تعلق به امور دنیا در وجود انسان نقش پیدا

کرد و انسان با آن تمایلات انس گرفت دنیا مورد نکوهش است چــون انسان از تــوجه بـــه

آخرت باز می ماند و میان او و پروردگارش هزاران پرده از ظلمت می افــتد  و آنــچه حـق

است از نظر انسان دورمی شود.

امروزه مردمان فکرمی کنند دستیابی به تمایلات دنیایی بالاترین درجــه خوشبخــتی است و

فکرشان این است که هر روز این خوشبختی را تشدید کنند و مســائل دنیــایی مــردم را به

شدت مشغول کرده ودر برخی امور چگونگی رسیدن به این اهداف مهم نیست و برایشــان

مقصد مهم است .

امام علی (ع) می فرماید:دنیا دوستی منشاء هر گناه است.

این تعلقات دنیوی بر دل حجاب ظلمت می افکند و آدمی را از کمالات باز می دارد و هر چه

دلبستگی بیشتر همان میزان درک معنویات و معارف کمتر می شود .

امام صادق (ع) میفرماید:مثل دنیا مثل آب دریاست  که هر چه تشنه از آن بیاشامد  تشنگی

را زیادتر می کند تا او را هلاک کند .

امام علی (ع)  میفرمایند :همانا دنیا سرای دوستی است برای آن کس با آن از سر راستی

درآید و سرای درستی است برای کسی که آن را دریابد و سرای بی نیازیست بــرای او که

از آن توشه برگیرد و ســرای پنــد است بـــرای کسی کــه از آن پـند گیرد . دنیا ســجده گــاه 

دوستداران خدا و نماز خانه فرشتگان خدا و جای فرود وحی الهی  و بازار یاران خدا است

که در آن رحمت را به دست می آورند و بهشت را سود برند .

انسان الهی  در این دنیا مال را دوست دارد از جهت این که لطف الهی است با آن میـــتواند

آسایشی درزندگی دنیا و آخرت او باشد و وسیله ای برای تقرب الی الله ویا فرزند را دوست

دارد چون عطای الهی است و اگر شایسته تربیت شود در ثواب کردارهایش والـدین ســـهیم

هستند .

ونیز قدرت و عزت و ثروت و مکنت وشهرت و منصب و ریاست اگر بهره هر انسانی شود

باید بکوشد در جهت امر الهی قدم بردارد و به یاری ستمدیده گان و ناتوانان و دادخـواهـی

از ستمگران بپا خیزد . اگر پرسیده شود چگونه اسلام حب دنیا را تحریم می کند در حــالی

که اگر دوستی دنیا نباشد کسی به دنبال کسب و کار و یاد گرفتن صنعتی و غیره نمی رود و

هیچ تلاشی نمی کند و این مختل شدن نظام  وبر خلاف دستگاه آفرینش است.در جواب باید

گفت :آنچه اسلام تحریم فرموده ترجیح دادن دنیا بر آخرت است یعنی به دنیا بیش از آخرت

علاقه مند شدن حرام است .

اگر دقت کنیم در همه ی فسادها و تبهکاریها و نبردها و نزاعها و خونریزیها و بی نظمی

ها و گسیخته گیها که در بشر امروزی بین دو نفر یا دو کشور دیده می شود و یا در تاریخ

خوانده می شود می بینیم ریشه آن جز حب دنیا علت دیگری نداشته است .

و در برابر آن هر نوع راستی و درستی در گفتار و کردار و هر چیزی که باعث آرامش و

آسایش واقعی نصیب گردید ریشه اش ایمان به خدا و آخرت است و کســی که دل از دنــیا

برید و به خدا پیوست برایش حیات طیبه یعنی زندگی با سعادت و شرافت و عــزت فـراهـم

است به طوری که به هیچ آفریده ای خود را نیازمند نمی بیند و به جز خدا از هیــــچ کـس

ترس و وحشت ندارد .

امام علی (ع) می فرماید:دوستی دنیا غقل را فاسد می کند زیرا کسی که چیزی را دوست

دارد عیبهای آن را نمی بیند و دوستدار دنیا فنا و زوال  و بلاها و مکدر بودن لذتها یش را

درک نمی کند و دوستی دنیا گوشش را کر میکند و حق و حقیقت و نصیحت را نمی پذیرد و

این دوستی موجب عذاب و هلاکت است .

آن را که تــو را شـــناخت جان را چــه کند       فرزنـــد و عــیال و خــانمــان را جــه کــند

دیـــوانه کنـــی هـر دو جــهانــش  بـخـشــی        دیــوانـه تـو هــر دو جـــهان را چــه کـنـد

امام صادق (ع) میفرماید:هر که بامداد و شام کند و بزرگترین هم او دنیا باشد خداوند فقر و

پریشانی نصیبش کرده و به او نرسد جز آنچه خدا قسمتش کرده و کارش را پریــشان کــند و

هر که صبح را شام کند و هم او آخرتش باشد خدا در دلش توانگری و بی نیازی قرار دهد و

کار و زندگی او را فراهم کند.

و خلاصه دوستی و علاقه به زندگی دنیا و حالتی که در انسان به طور مستمر انجام شـــود

خداوند او راهمیشه نیازمند تر قرار می دهد و هر چه مالش بیشتربه همان اندازه حرصش

افزوده می شود و از ترس کم شدن مالش ازاستفاده کردن خود داری میکند وبخل می ورزد

و به واقع فقیرانه زندگی می کند که این فقر واقعی است .و از انفاق دوری می کند و البـته

تهیدست وارد محشر میشود .و از اینــکه به آرزوهای درازش نرســیده پریــشان است و در

آخرت بهره ای ندارد .

 بیشتر هم او آخرت است حرص به دنیا ندارد و با کمال وقار و آرامش در دنیا زندگی میکند

و در دنیا به جز خداوند به هیچ کس امیدی ندارد و از آنچه خدا روزیش کرده قانع و راضـی

است و گاه از جایی که گمان ندارد روزیش به او می رسد و بر آسایش او افزوده می شـود

و قرآن آسایش ابدی را به ایشان بشارت می دهد .

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست      عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

در هر حال مومنین به خدا دل بسته اند و علاقه مند هستند و کارها و عــــبادات  خــود را

خالصانه به در گاه الهی تقدیم میکنند و توجه و تقرب پروردگارشان آنها را کفایت میکند .

ســر رشـــته دولـــت ای برادر به کف آر        ویـــن عمـــر گــرانمایه بخــسران مــــگذار

دائـــم همـــه جا با همه کس در همه کار       مـــــیدار نـــهفـــته چشــــم دل جــــانــب یـــار

دوشنبه بیست و هشتم دی 1388
عُجب ، آثار و درمان آن ...  
عجب همان جهل مرکب است

از جمله بیماریـهای کشنده روان انسـان جهل مرکب است , کـــه بـه راســتی درمـان آن در

نــهایت سخــتی اسـت و جز فضل الهی درمـانی ندارد و جهل مرکب آن اســـت کــه انســـان

حقیقـتی را نـداند و از این نـادانی خود بـی خبر باشد و خود را دانا پندارد و به عبا رت دیگر

نداند و نداند که نداند.

عجب همان جهل مرکب است , زیرا شخص معجب حقیقت را نشناخته و اگر نـه عــــجب در

او پیدا نمی شد . عجب حالتی نفسانی و عارضه معنوی درونی است یعنی جای عجب درون

انسان است و اعضــای بدن در حرکــات و البته زبان آشکار کننده آن است یعــنی از سـخنی

که مــی گوید و حرکات چشم و دست و پایش دانسته می شود که درونش خود بینی است.

امام باقر (ع):سه چیز کشنده و هلاک کننده است , بخلی که اطاعت شود نفسی که پیـــروی

شود , وشخصی که خود را پاک بداند از هر خطا.

1-عجب به عقاعد باطل

یعنی باطلی را حق بداند آنگاه خود را پاک و عقیده خود را بر حق دانسته و از خود راضی

و در اینجا اگــر تفکر می کرد , می دید که اینها نادرست است مانند دینــهای خـــرافــــی و

اختـــراعی و بدگمانی به مسلمانان و جا دادن دشـــمــنی او در دل و در مقام اذیــــت و آزار

رساندن ورفتارهایی شیطـــانی که آن را زیبا جلـوه داده اند و انسانی که به این کارها فــخر

می کند مانند جاهلی کــه عبــادات باطـلی را انجام می دهد و ادعا میکند دیگر پــــیش خـــدا

مقصر نیست و کـــسی که کـار و کردار نــادرستی را درسـت وبه آن مغرور شده  درایــــن

جا به سخت ترین مراتــب عــجب گرفتار شده.

سوره کهف آیه104 : " زیان کارترین مردمان در کــردار آنانند که ضــایع گشــته کوشــش و

کردارهایشان واینها می پندارند که کار نیک می کنند ."

2-اطاعت با منت

یعنی عقاید حق را می پذیرد و کار نیـک انجام مـی دهد ولی همه را از خود می داند و توفیــق

الهی را نــادیده مـی گیرد و هر عمـل به نظـرش چون کـوه جلوه می کند  خود را صاحب حق و

منــت برخــدا می داند اگـر حاجتی داشته باشد باید زود اجابت شود و در آخرت بهترین جــایگاه

داشته باشد.

شکــی نیست این مرتبه از عجب فاسد کننده اعمال استو حرمت دارد یعنی نماز و روزه و حج

و زکات اگر با اینحال انجام شود باطل و اعاده یا قضای آن واجب است.

سوره حجرات آیه17:"بر تو منت میگذارند که اسلام را پذیرفته اند بگو بر من منت مگذارید

اسلامتان رابلکه خدا بر شما منت می نهد که با ایمان راهنما ییتان فرمود اگر راستگو باشید."

امام صادق (ع):"منت از بین می برد کار نیک را"

         شکر خدای کن که موفق شدی به خیر         زانعام و فضل او نه معطل گذاشتت

         منت منه  که خدمت سلطان همی کنی          منت شناس ازاو که بخدمت بداشتت

3-زیاد دیدن عمل خود نسبت به دیگری

هر گاه شخصی عمل خود را بزرگ ببیند و در مقایسه با دیگران خود را بـالاتر بداند , مــــانند

عالمی که خود را از عالم دیگر بالاتر بداند یا عابدی عبـادت خود را بیشتر بداند و یــا خــیری

که خیرو نیکی خود را از دیگران بالاتر ببــیند و ... این مرتبه از عـجب حــرام است و مومن

نباید خود و اعمال خود را از دیگران برتر بداند.

4-عجب در غیر عبادت

عجب در این است که کار خود را ببیند و به آن بنازد و عمل عبادی و کــارهای دنیــوی و یــا

کـمــال و نعمت را از خود دیده و به آن ببالد در جایی کــه خدا فرمود : ای انــسان خـــودت و

داراییت و اعمالت همه ملک خدا و آفریده اوست .

         بر مال و جمال خویش غره مباش              کانرا به شبی و این را به تبی

                         درمان عجب

1- خداشناسی

اینکه خداوند را بمالکیت حقیقی و ربوبی مطلوب و عزت واقعی بشناسد یعنی خود و جهان

آفرینش را مـملوک خدا و تحت تصرف او ببیند و در کار خود و همه  موجودات دقت کنیم و

بدانیم همــه پس از کمال خود  به سنین کهولت وسرانجام به مرگ منتهی می شویم و تمام

موجودات هم رو به زوال هستند و در مقابل خداوند ناتوان و قدرت و بقا تنها برای خداست .

2- خود شناسی

بداند در ابتدا چه بوده و تا به حال که یک انسان کامل شده چه بر او گذشته ودر مورد قوایی

که در بدن او به ودیعه گذاشته بدانیم که بسیاری اختیاری نیست مانند گرسنگی و تشــنگی و

سلامتی وبیماری اندوه و شادی و یادآوری و فـراموشــی و توانــایی و نــاتوانی و در جــایی

بخواهد چیــزی یادش بیاید آن را فراموش می کند و اگر بخواهد چیزی را فراموش کند مرتب

به یــادش می آید و یا بـخواهد بخوابد خوابش نمی بـرد و زمـانی که مـی خواهد بــیدار بمــاند

 ,خواب او را امان نمی دهــد , خلاصه که او از رساندن کوچکترین نفعی به خود عاجز است

و یا دور کردن کوچکترین زیانی به خود ناتوان است.

آیا عاقلی پس از دیدن این حقایق می تواند خود را بالا بداند و کار خود را برتربشمارد . همه

افعال اختیاری هم از خداست.

کسی که دانشــمند شد به چشم خــدا داده مطــالب را مطالعه کــرده و بــه گــوش خــدا داده از

استــادان شنــیده و یا کسـی که سخاوت دارد به مال خدا داده و همه  کمــالات را بــه هــمین

میزان تــصور کنید کــه اگر یــکی از آنچه گفته شد که خدا داده نباشد آن کـار شــدنی نخواهد

بود آیا عــاقلی پــس از دانســتن این حقیقــت دیــگر معجب و خود بین می شود و آن کــار را

بزرگ میشمارد و به آن می بالد .

امام سجاد (ع):"خدایا مرا بنده خود گردان و توفیق بندگی به من مرحمــت فرمــا و عـــبادتم

را به عجب و خود پسندی تباه مگردان"

                  بر گرفته ازکتاب "قلب سلیم "آیت الله شهید دستغیب
یکشنبه بیستم دی 1388
کبر ، آثار و درمان آن ...  

از جمله گناهان قلبی و بیماریهای روانی و خویهای زشت حیوانی کبر است.

و کسی که به این گناه آلوده باشد دارای خلقی نفسانی و حالتی نهانی که در

انسان به واسطه بزرگتر و بهتر و بلند مرتبه دیدن خود از دیگران پیدا میشود.

به طوری که خود را عزیز و بزرگوار و دیگری را ناقابل و ذلیل بپندارد و به

این برتری دلشاد باشد.

کبر یعنی اموری که به نظرش کمال است به آنها بنازد وبه رخ مردم بکشد که

من دارای کمالاتی هستم که به حسب و نسب ودارایی خود مباهات کند ودرآیه

23 سوره 57 می فرماید"خدا دوست ندارد هر متکبر فخر کننده را".

کبر در گفتار : به واسطه آن از شنونده توقع شنیدن و پذیرش سخن را دارد

و اگر گوش نکند و یا نپذیزد خشمگین شود یا دیگری را دارای عیوب بداند و

خود را از هر نقصی پاک بداند .

کبر در کردار: کسی که متکبرانه راه برود و به دنبال خود خدم و حشم  راه

بیندازد و در مجلس بالا ترین جا بنشیند و با دیگران هم خوراک نشود و با فقرا

همنشین نباشد و به ملاقات ارحام فقیر خود نرود و توقع سلام و تعظیم از مردم

داشته باشد و اگر شاگردانی دارد به آنها تندی کند و سخت بگیرد و منت بر سر

آنها بگذارد و توقع خدمت و در کوتاهی کردن سرزنش کند وتا جایی که به مردم

با نگاه حماقت و جهالت بنگرد .و در قرآن فرمود "مهر نهد بر هر دلی که کبر

دارد و گردن کش است" و رسول اکرم(ص)فرمود"هر کس از روی کبر بر روی

زمین راه رود از آسمان و زمین لعنت شود"

تکبر از پستی نفس است

رسول الله فرمود"دیوانه حقیقی کسی است که به تکبر راه می رود و به اطراف

خود نگاه می کند و هنگام راه رفتن با حرکت دوشهای خود راه می رود.

امام باقر (ع)فرمود"وارد نشد در دل شخص چیزی از کبر جز اینکه از عقل او

کم شد به مقدار کبری که در دلش جا گرفته کم بوده یا بسیار"

امام صادق فرمود"هیچ مردی نیست که کبر ورزد جز برای خواری و زبونی

که در خود احساس می کند "

                      مراتب کبر

جحود : یکی از بزرگترین درجات کبر است و عقوبتهای شدیدی برای آن

وارد شده یعنی انکار خدا و برای خدا خاشع و تسلیم نشدن و از فرمانش سرپیچی

تکبر کردن  مانند کبر ابلیس.

انکار معاد و پیامبران و امامان و مطیع آنها نبودن و یا گفتار و کردار درستی

بشنود و ببیند و از روی کبر درونی آن را نپذیرد و رد کند .

تحقیر خلق : کوچک شمردن مردم تا جاییکه دیگری را سزاوار خوار شمردن

و دشنام دادن و طعنه زدن بداند و اگر چه تحقیر دوستان خدا در حکم جنگ با

خدا ست به فرموده رسول الله(ص).و اگر چه تمام مراتب کبر کبر حرام است

هر اندازه سخت تر باشد حرمت آن شدید تر و شخص تحقیرشده هرچه  دارای

مرتبه بلندی باشد حرمت آن شدیدتر.

امام صادق (ع)"هر کس مومن مستمند را خوار شمرد پیوسته خدای عزوجل

او را خوار و دشمن دارد تا ازدشمنی آن مومن برگردد."

و هچنین فرمود "هر که مومن را برای نداری و مستمندیش خوار و کوچک

بشمارد خداوند روز قیامت او را در برابر خلائق به رسوایی شهره سازد ."

                     علل کبر

کبر در عبادت : ممکن است کسی  طاعات و عبادات خود را بزرگ بداند

و اگر کسی به او بی ادبی کند منتظر قهر خدا شود که او را هلاک کند و توقع

اندرز و یا خطا از کسی نداشته باشد و خود را از هر ناپاکی پاک بداند و این

نوعی کبراست و باید به اصلاح خویش بپردازد .

کبر به نسب : مثل کسی که نسب خود را برتر بداند و خود را بالاتر حس کند

وچنین کسانی اگر حالات بدنهای پدران خود در زیر قبرها را ببینند هیچ گاه به

بزرگی موهوم چند روزه دنیوی آنها مباهات نمی کردنند .

کبر به جمال صوری : اگر شکل و زیبایی ظاهری شخصی به نظرش برتر

جلوه کند و به دیگران با حقارت بنگرد واگر می دانست باطنش پر از زشتی

اخلاق است و این را میفهمید به جمالش متکبر نمی شد.

کبر قوت و شجاعت : کسی که پهلوان و زورمند است هر گاه خدا را که دهنده

قدرت است فراموش کند ممکن است متکبر شود و اگر توانایی خود را عاریه

و بی اعتبار می دید و می دانست کوچکترین بیماری او را از پا درمی آورد

کبر پیدا نمی کرد و زور مندی برای انسان کمال نمی شد چه بسیار حیوانات

که از او زورمند ترند .

کبر به داشتن اتباع: مانند فرزندان و فامیل و بستگان وخدمتگزاران....به این

جهت خود را بالاتر بداند و اگر در فنا و بی اعتباری این علاقه ها بیاندیشد و

بداند اگر به بلایی مبتلا شود از دست هیچ کی کاری ساخته نیست و یا ساعت

مرگ فرا رسد همه اینها از دست می رود دیگر کبر در انسان ایجاد نمی شد.

کبر در چابلوسی***باید از کسانی با مدح و چابلوسی و با زبان تملق بادیگران

برخورد می کنند دوری کرد که این خود حالت کبر و غرور دست می دهد.

                     درمان کبر

کبر مانند هر بیماری وگناه قلبی باید درمان شود .اگر بخواهیم تا  اندازه ای

جلوی آن را بگیریم ممکن است باز گردد باید اصل و ریشه آن از دل کنده

شود و ملکه ذهن شود و خوی وعادت شخص گردد.

تواضع با خدا : انسان باید در برابر خداوند تواضع داشته باشد و قدرت وکبر

یایی را از آن خداوند بداند و راضی و تسلیم در برابر او وشکر گزار نعمات

باشد و از خود نمایی در برابر خلق دوری کند و خدا را ناظر بر اعمال خود

بداند و اگر برای خدا تواضع کند خدا او را بالاتر برد .و هر روز بر خشوع

وخضوع خود بیفزاید وبه بالاترین درجه تواضع که گذاردن پیشانی بر خاک

است آن را ادا کند .

تواضع با خلق : باید همه خلق را بنده گان خدا بداند و همه را در مملو کیت

حضرت آفریدگار مساوی ببیند یعنی انسان و حیوان و مومن و کافر .....را

همه در مخلوق  و مربوب بودن مساوی و هیچ فردی حق کبر ورزیدین بر

دیگری را ندارد زیرا کبریایی مخصوص خداست.

اگر انسانی مزیت و برتری و کمالی در او پیدا شود آن هم عطای الهی و از

خداست و هیچ مومن بر کافر حق کبر ندارد زیرا هر دو آفریده خدایند وآن

ایمان مومن موهبت الهی است و خلاصه کبر در برابر هیچ آفریده ای جایز

نیست بلکه حرام است.

البته اگر در برابرمتکبری تواضع کند باعث زیاد شدن کبرش می شود  در

اینجا تواضع جایز نیست و یا در برابر صاحب قدرتی تواضع کند باعث آن

شود که اذیت و آزارش بیشتر شود تواضع جایز نیست .

رسول الله (ص) فرمود یا علی  سه چیز پاک کننده است "آشکارا سلام کردن

وطعام دادن و نماز شب خواندن هنگامی که همه خوابند " و اینها را هم ترک

نخواهم کرد "نشستن بر زمین وبرخاک  و طعام خوردن با غلامان و سلام

کردن بر اطفال "

امام صادق (ع):از تواضع این است در نشستن پایین مجلس راضی باشی و

به هر که بر خوری سلام کنی و مجادله نکنی اگر چه حق با توست و خوش

نداشته باش تو را به پرهیز کاری بستایند

خلاصه:دانش حقیقی گاهی نصیب می شود که آینه دل انسان از کدورت و یا

ظلمت خود بینی و خود خواهی و کبر و مانند اینها پاک شود و به جای آن

فروتنی و افتادگی و نرمی ومانند آن روشن شود تا حکمت در آن نقش بندد.

      بر گرفته از "قلب سلیم "شهید آیت الله دستغیب

پنجشنبه هفدهم دی 1388
سالگرد مرگ جهان پهلوان غلامرضا تختی ...  

سه شنبه پانزدهم دی 1388
حسادت ، آثار و درمان آن ...  


یکی از گناهان قلبی و کشنده روان حسادت است. بلایی خانمانسوز و خراب کننده دین و آخرت

که مبتلای آن به حکم آیین اسلام فاسق است.

حسد و غبطه**هر کس از دیدن و یا شنیدن نعمتی مانند مال و فرزند و یا فضیلت و کمالی

مانند علم و شجاعت و سخاوتکه دیگری دارا شده، ناراحت و ناخشنود شد و نتواند این نعمت

ویا فضیلت را ببند و گرفته شدن آن را آزرو کند ورسیدن آن نعمت به خود را بخواهد ، این

حالت درونی را حسادت و صاحبش را حاسد  می گویند.

ولی اگر از اینکه نعمتی را که دیگری داراست از این وضع کراهتی نداشته باشد و گرفته

شدن آن را نخواهد و تنها دارا شدن خود مانند او را آرزو کند ،این حالت غبطه است  که در

نعمتهای دنیوی مباح و در نعمتهای آخرتی مطلوب می باشد.

******ریشه حسادت******

۱-دشمنی ***حالت شیطانی است که در نفس پیدا می شودودرجاییکه انسان مورد ستم کسی

باشد و گذشت و عفو نداشته باشد و دشمنی او رابه دل جای دهد ریشه برای حسادت می شود.

اگر به این شخص نعمتی داده شود گرفته شدن آن را آرزو می کند و اگر درآسایش ببیند ناراحت

ودلتنگ شده واگر ایمان به خدا داشته باشد گله وشکایت به خدا داشته که چرا به دشمن من

نعمت دادی و بغض خدا را در دل دارد که خود نوعی بی ایمانی است.

۲-شراکت و نزدیک بودن***دو نفری که به نزدیک و درجهتی شریک باشند ممکن است یکی

بر دیگری برتری داشته باشد که حسادت صاحب مزیت در دیگری ایجاد شود که گرفته شدن آن

را آرزو کند و حسادت خوشاوندان و نزدیکان که شدیدتر است که بهتر است با ایمان به خدا و

به آنچه روزبشان شده قانع باشندو به حکمت و مصلحت خدا راضی شوند.

۳-تعزز و تکبر***کسیکه خود را برتر میداند و اسباب عزت دنیوی او مانند ثروت و شهرت و

مقام فراهم است و این باعث فتنه ها و فسادها شود وباید پستی دنیا را بشناسد و آفریدگار خود

در نظر داشته باشد و به درمان خود بپردازد.

۴- حرص و طمع***به آنچه دارد قانع باشد و چشم به مال کسی نداشته باشد و از داشتن دیگری

خشنود باشد تا گرفتار آتش حسادت نشود.

۵-بخل شدید***کسی که بخیل است نه تنها خود به کسی کمک نمی کند و نمی تواند ببیند دیگری

از دارایی خود کمک میکند و آنها در آسایش هستند و او بر هر دو حسادت دارد و به راستی که

بخیل حسود از آدمیان جداست.

*****زیانهای دنیایی حسود*********

۱-ناراحتی همیشگی***او همیشه در عذاب روحی است و آرامش ندارد و حسود ثروتمند و

زورمند در آتش حسرت و تهیدست ناتوان پاکدل در آسایش.

۲-ناکامی همیشگی***چون حسود گرفته شدن نعمت از بندگان را می خواهد و درمدت زندگی

در این دنیا هر بنده از طرف پروردگارش روزی مقدر داراستو هیچ کس نمی تواند جلوی آن

را بگیرد ،پس شخص حسود همیشه در ناکامی است.

۳-بیماری***ناراحتی و پریشانی درونی باعث بیماری و مشکلات گوارشی میشود و درنتیجه

مقاومت بدن کم و باعث ضعیف شدن بدن می شود.امام علی (ع):تندرستی بدن از کمی حسادت.

۴-کوتاهی عمر***رنج فراوان حسود او را به کارهایی مانند قطع رحم و آزار رساندن به مردم

و اینها کوتاه کننده عمر است و گاه باعث هلاکت.امام علی (ع):کینه (از لوازم حسد است) میبرد

وفانی می سازد عمر را.

۵-حسود پیشرفت نمی کند***به این جهت که می کوشد نعمت ازبندگان گرفته شود و برای رسیدن

به بزرگی فسادها می کند در این جا خداوند از بزرگ شدن او جلوگیری می کند .

۶-زوال ایمان***اگر نعمتی به بندای برسد حسود زوال آن را می خواهد پس به خدا کفر ورزیده

وخود را بالاتر از خدا می داند و صلاح خدا را نادیده گرفته اگر بمیرد بی دین مرده.

۷-زوال حسنات قلبی***آدم حسود از هر خوی انسانی باز می ماند به جای دوستی ،دشمنی و

به جای خیر خواهی ،بد خواهی وبه جای صدق و صفا دروغگویی و دو رنگی گرفتار است.

به جای فداکاری و از خودگذشتگی به خورده گیری و شررسانی و انتقامجویی مبتلاست تا به

هر نوع خیانتی و جنایتی آلوده می شود.

***درمان حسادت****

باید دانست که درمان گناه قلبی دشوار و زمان درازی باید در داروخانه الهی یعنی قرآن و

علوم آل محمد(ص)مداوا کند تا پاک شود و بر هر انسانی لازم است به درمان آن بپردازد.

۱- تهی دستی و ثروت ،تندرستی و بیماری،مرگ و زندگی همه از خداست و به آنچه خدا

داده قانع و خشنود و سپاسگزار باشد و حرص و طمع نکند و دچار حسادت نشود.

۲-دنیا و آخرت را بشناسد و بداند دنیا بازیچه و لهو و لعب و زینت است . وابستگی به

اینها موجب خسران در دنیا و آخرت می شود.

رسول اکرم (ص):حسود کم لذت ترین مردم است.

امام علی(َع):برای حسود آسایشی نیست و همیشه در اندوه است.

امام علی(َع):حسود اندوهش فراوان و گناهش دو چندان است.

امام صادق (ع):آفت دین حسد و خود بینی و بخود بالیدن است.

باید بدانیم برای راحتی از حسادت خوشبینی به بندگان خدا وتواضع داشتن  راه مناسبی است

وهر گاه افکار مسموم به ذهن رسید خود را سرگرم افکار مفید کنیم و بدانیم جهاد با نفس

بزرگترین جهاد است و رفتار بزرگان را الگووسرمشق خود کنیم تا دردنیا و آخرت سربلند

باشیم و آخرین کلام """امام صادق (ع):از همنشینی با سه کس دروی کن ۱-کسی که به

نعمتی رشک برد۲-کسی که به مصیبتی که به کسی برسد شاد شود۳- وشخص سخن چین.

بر گرفته از کتاب "قلب سلیم "شهید محراب آیت الله دستغیب

جمعه یازدهم دی 1388
قساوت قلب ...  
"قساوت"در زبان عربی از ریشه "قسی"و "قسوه" است که درلغت

به معنی خشونت و نفوذ ناپزیری می باشد و در اصطلاح قرآنی  به

قلبهایی که در برابر حق تواضع و خشوع نداشته باشند و نور الهی

در آن نفوذ نمی کند قاسیه می گویند. درفارسی از آن به "سنگدلی"

تعبیر شده.و"قلب" در لغت به معنی گرداندن و تحول دادن و به روح

لطیف انسانی که با تعلق به قلب جسمانی سلطه خود را در بدن ما

اجرا می کند ،قلب گویند.

قساوت یکی از مهمترین عواملی است که انسانها را از شناخت خدا

و سیر به سوی او باز می دارد.

قساوت قلب حالتی است روحی و روانی که در آن قلب انسان به علت

انجام اعمال خلاف دین و دستورات الهی و اعمال منافی اخلاق، پذیرش

حق و حقیقت در آن از بین میرود،نسبت به گناه خشنود و اعمال صالحه

از او دور میشود، دیگر مناظر رقت بار مثل دیدن مظلوم و گرسنگی یتیم

و .... دراو تغییری ایجاد نمیکند .قساوت یک بیماری روحی است و ارثی

نیست بلکه اکتسابی است که بر اثر اعمال خود انسان به وجود می آید.

**عوامل قساوت**

۱-"جهل و غفلت" جهل تصویری نادرست از واقعیت در برابر انسان ایجاد

کرده و مانع نفوذ نور ایمان در قلب میشود و غفلت او را از یافتن حقایق

منحرف می سازد و در اینجا دل انسان در مقابل نصیحت و دلیل سخت

می شود چنانچه خداوند به پیامبر (ص) می فرماید:تو نمی توانی صدای

خود را به گوش مردگان برسانی،ونه سخنت را به گوش کران، هنگامی

که روی برگردانند و دور شوند.

۲-"اعراض از یاد خدا" از دیگر عوامل فراموشی خدا و اعراض از یاد اوست.

انسان یا از دیدن آیات الهی به حق می رسد یا از طریق گوش و شنیدن

کلمات حکمت و موعظه و قصص وعبرتها خدا را یاد نموده و به سوی خدا

راه می یابدو در این مورد خداوند آنها را به شدت مورد سرزنش قرار داده

ومیفرماید"وای بر آنها که قلبهای سخت و نفوذناپذیر دارند و ذکر خداوند در

آنها اثر نمی گذارد."

۳-"گناه" که نشانه غفلت از خداوند است و موجب سیاهی دل و ضعف

ایمان شده و در صورت استمرار بر دلها مهر قساوت زده می شود.

۴-"لجاجت"انسان از روی لجاجت چشم خود را در برابر نشانه های الهی

بسته و بر جهل خود پافشاری می کند. خداوند میفرماید"سپس دلهایتان

بعد از این واقعه سخت شد همچون سنگ و یا سخت تر از آن..." که  به

قوم بنی اسراءیل اشاره می کند که بعد از دیدن معجزات الهی به جای

ایمان از روی لجاجت ،بی ایمان شدند و خداوند سختی دلهایشان را به

سنگ تشبیه نموده است.

**آثار قساوت**

۱-"دل مردگی" یکی از بزرگترین آثار قساوت این است که دل انسان اسیر

مرگ می شود .حقیقت این است کسی که جهل و هوای نفس باعث این

می شود که راههای نفوذ نور الهی در انسان بسته شود گر چه به ظاهر

زنده است اما مرده متحرک بیش نیست .

۲-"کاهش روزی" در این مورد نیز به فرموده الهی"هر کس از یاد من روی

گردان شود زندگی سخت و تنگی خواهد داشت و روز قیامت نابینا او را

محشور می کنیم" بر اساس این آیه کسانی که رابطه خود با خدا را قطع

کنند به جز دنیا چیزی ندارند که مایه امید خود کنند و با تمام تلاشی که

می کنند به اندوخته خود راضی نیستند ولع بیشتری برای رسیدن به آن

چیزی که آنها را به آرامش برساند ،تلاش می نمایند ولی هرگز پایانی را

برای آن متصور نیست پس چنین افرادی همیشه در فقر و تنگدستی بسر

می برند و با وجود اموال زیاد روزی بسیار اندکی دارند.

***عوامل زمینه ساز قساوت***

۱-ضلالت گمراهی    ۲-پیمان شکنی   ۳-بهانه گیری و لجاجت به

دستورات الهی   ۴-آرزوهای دراز   ۵-زیادی گناه  

***در روایات از معصومین (ع)***

۱-ترک عبادت   ۲-غفلت   ۳-وسوسه های شیطان     ۴- مال و

ثروت فراوان  ۵-کثرت گناه   ۶-حرام خواری   ۷-اشتغال به لهو و

لعب   ۸-شراب خواری   ۹-همنشینی با بخیل  ۱۰- همنشینی با

دنیا پرستان   ۱۱-خاک بر روی قبر نزدیکان ریختن   ۱۲-قصابی

۱۳-خوردن لقمه شبه ناک (لقمه ای که به حلال نبودن آن احتمال

قوی است ولی در حرام بودنش یقین نداریم) اگر اجتناب کنیم بهتر

است.   ۱۴- پر حرفی   ۱۵-پرخوری   ۱۶-پرخوابی  ۱۷- خندیدن

بسیار و با صدای بلند   ۱۸- شهوت رانی بسیار  ۱۹ - دروغگویی

و غیبت و تهمت .

***درمان قساوت قلب***

با اینکه قساوت قلب از آفتهای بزرگ است وجود یک روزنه در قلب ،باعث

نرم شدن آن می شود و آمادگی آن برای ورود انوار الهی میباشد تفکر در

آیات الهی باعث آن است انسان رابطه اش را با خداوند بیشتر کند و با دعا

واستغفار و توبه به درگاه الهی به درمان خود بپردازد.

در قرآن میفرماید "آیا وقت آن نرسیده که دلهای مومنان در برابر ذکر خدا

وآنچه از حق نازل کرده است خاشع گردد؟ ... ما آیات خود را برای شما

بیان کردیم شاید اندیشه کنید"

پس تفکر در آیات الهی دارویی شفابخش است .

چهارشنبه نهم دی 1388
قلب سلیم هدف آفرینش ...  
آیا انسان موجودی مادی است و بعد از مرگ نابود می شود؟

ویا اینکه بشر دارای حیاتی جاودانه است؟غرض از آفرینش او

چیست و کمال و سعادت او در چه می باشد؟

به طور فشرده می توان گفت انسان در ابتدا مادی است و بعد

از ساختمان بدن روح و نفس در او پدید می آید و با مرگ آنچه

نابود می شودبدن خاکی اوست و روح و حقیقت او ابدی و

فنا ناپذیر است.

اما غرض از آفرینش تکامل او می باشد به بالاترین کمالات که

قرب حضرت حق و این حیات طیبه موتی ندارد و در جوار حضرت

پروردگار "جل جلاله" عزلی ندارد.

بنابراین وظیفه آدمی است که در مدت زندگی مادی و تعلق

روان به بدن سعی کند هر آلودگی و آلایشی که مناسب جوار

حضرت آفریدکار نیست بر طرف نماید واز هر شری برکنار و به

هر مقدار خیری که می تواند کسب کند تا به قرب خداوند نائل

آید. صراط مستقیم راهی است که از پیمودن آن "قلب سلیم"

نصیب میشود .

کسی که یقین کرد عزت مال خداست هیچگاه از مخلوق

طلب عزت نمی کند.

کسی که یقین کرد قدرت مال خداست تکیه اش به خداست

نمی ترسد جز از قهر او وامید ندارد جز به لطف او.

کسی که یقین کرد کبریایی و بزرگواری از آن خداست دیگر

عجب و کبر ندارد و کلیه امور خود را به تدبیر و تقدیر خداوندی

میسپارد و از "گناهان قلبی" چون قساوت و حسادت و سوء

ظن به دیگران و بخل ورزی و.... دوری میکند .

کسی که عبودیت را در نظر بگیرد "قلب سلیم"  نصیبش

خواهد شد و به مقصد اصلی که قرب الهی است نائل میشود.

بنابر این بحث هایی در این بخش بیان خواهد شد که باید با دقت

حوانده شود و به خود و دیگران توصیه میکنم به آنها عمل کنیم

و در مورد آنها تکلیف شرع و حکم الهی را بشناسیم.

از جمله گناهان قلبی که به آنها خواهیم پرداخت عبارتند از :۱-قساوت

2- حسادت ۳-تکبر ۴-عجب ۵-دوستی دنیا ۶-سوءظن ۷-حقد(بغض)

۸-عزم بر گناه و رضایت به آن ۹- ریا .

(برگرفته از کتاب قلب سلیم از شهید محراب  آیت الله دستغیب شیرازی)

چهارشنبه نهم دی 1388
گناهان قلبی ...  
بر هیـچ عاقلی پوشیده نیســت که انسان دارای بــدنی است و روانی

ظاهری و باطنــی . کردارهــای انسان نیز بر دو نوع است :  کارهـایی

که بوسیله بدنش انجام می شود مثل نماز ، روزه ، حج، انفاق ، کمک

به نیازمندان و تمام اعمال جسمـــــانی . کارهـایی هــم هست  کـــه

به وسیله دل کسب می کند مثل محبت، ایمان ، امید ، خوف ، کبر و...

همــــانطور که کـــارهای ناپسند که بــــــه وسیله بـدن انجام می شود

مـــورد نهی خداوند است آنچه از این نـــوع اعـــمال که به وســـیله دل

کســـب می گردد نیز مورد نهی می باشد و لازم اســـت انســـان آنها

را بشناسد واز آن پرهیز کند و بکوشد تا دلش به آن مبتلا نشود.

در قرآن انسان را از گناهان قلبی آگاه ساخته و می فرماید: "رها کنید

گناهان آشکار یا پنهان را"و یا می فرماید"بدرستیکه گوش و چشم و دل

همه مورد باز خواست می باشند".

همـــانطور که هرگاه عـــضوی از بــدن بیمــارمی شود انـــسان در اثـــر

فشـــار درد رنــج می بـــرد و زندگی به او ســخت می شـــود ، در مورد

بیمـــاری دل "گناهــان قلبـــی" هـــم اگــر مبتلا شـود علاوه بر آخرت در

همــین دنیـــا در رنــج و تعـــب بســر خواهـد برد و گاهی آنقدر در فشار

روحی قرار می گیرد که تن به مرگ خود خواسته می دهد .

این فشـــار هـا حــتی می تــواند بر روی دستگاههای حــیاتی بدن اثر

بگذارد و در نتیجه سبب بیماری جسم شود.

مشکـــل اصلی بسیـــاری از افـــراد جامعــه از بیــــماری دل یا همــان

"گناهان قلبی" است .

درمان اینگونه بیماریـــها بر خلاف بیمـــاریهای جسمانی که دارای علائم

مشخـــص و معیـنـــــی می باشد تنها از عهده کسانی که به نیازها و

مشکلات مربوط به امور روحی آگاه هستند ساخته است.

جمعه چهارم دی 1388
السلام علیک یا اباعبدالله(ع) ...  
الســلام  ای زاده ی خیر الانام

السـلام  ای میهمان تشنه کام

السـلام  ای ســـرور  آزادگـــان

السلام  ای هادی گم گشتگان

السلام  ای گشته بر غم مبتلا

السلام  ای کربلایــت پـــر بـلا

السلام ای نور چشمان رسول

السلام ای پــــاره قلـــب بتول

****************************************

در خـــاک گــــل فاطمه تا پرپر شـــد

                  وز تیـــغ تن اطـهر او بی ســر شـــد

از عرش برین صدای شیون برخاست

                  در روی زمــین از این عزا محشر  شد

***************************************

نماز ای دوست از ارکان دین است

                  نشان دوستی با حق همین است

نمـــاز  ظـهر  عاشـــورای  اصحاب

                  ظهــوری  از  صـلاة العارفین  است

****************************************

ای تشنه که جوشد ز لبت آب حیات

                  آیینه ی مرتضی نمایی بــه  صــفات

زان روز که از فرات پوشیدی چشـم

                  ما را شده است از غمت چشم،فرات

              گزیده ای از"منظر دلها " استاد هاشم شکوهی

****************************************

در کربلا  حمـــاسه ی خــــون  آمد

                 خورشیدشرف به صحن گردون آمـد

در  وصف  حسین ابن علی میگویم

                 از عشق هر آنچه بود...بیــــرون آمد

                  سید محمد رضا هاشمی زاده


 

جمعه بیست و هفتم آذر 1388
شوق پرواز ...  


برای دیدن تصویر در اندازه بزرگتر اینجا کلیک کنید


منظر دل‌هاي ماست كرب و بــلاي حسین

مرغ دل مــــا زند پـــر به هـــواي حسين
يك نگه كربلاش به بُـــوَد از صد بــهشت
جنّت اهل دل ‌‌است صحن و سراي حسين


پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388
شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین (ع) ...  
آغازمحرم همه ساله یادآور خاطره یک رسالت خونین است

که باگذشت بیش از ۱۴ قرن هر سال تازه تر و هر روز نوتر جلوه

می کند.خاطره فداکاری ، ایثارگری و جانبازی یک رهبر فرزانه الهی

ومردمی،در برابر خفقان،استبداد،عوام فریبی،بی عدالتی،ظلم

ستم،فساد و جنایت و رفتارهای خشونت گرا و ضدانسانی.

خاطره درگیری تمام عیار جانگذاری که تنها به خاطر ایمان و

هدف و جهاد در راه عقیده،آرمان و پیکار بر ضد بیداد و ستم بود

که "ان الحیاه عقیده و جهاد"

با آغاز محرم که شروع سال نو قمری است خاطزه بزرگ دیگری

در نظرها تجدید می گردد،خاطره هجرت تاریخی پیامبر(ص) .  آغاز

سطورتاریخ اسلام بود.که از محیط  خفقان و ترورومحیط محو همه

اصول انسانی و آزادی بیرون آمد و دوران نوینی از تحرک در تاریخ

اسلام گشود و هجرت اساس تاریخ اسلام شد.

هجرت اباعبدالله(ع)از مدینه به مکه و از آنجا به عراق به دنبال این

برنامه بود و چون کوکب درخشانی در تاریخ اسلام می درخشد و

فصل جدیدی در زندگی بشریت می گشاید.

امام حسین(ع)با اندیشه "مرگ با شرافت بهتر از زندگی ننگین

است"و"اگر دین ندارید در زندگی دنیایتان آزاد مرد باشید"   روح

حمیت و جوانمردی را در غافلان و بی خبران بیدار می کند و با

دعای"خدایا به خواست تو خشنودم و برای فرمانت فرمانبردار و

و جز تو معبودی ندارم" راه بندگی را در رضا و تسلیم برای خدا

می نمایاند و راه عشق و محبت حقیقی را نشان می دهد.

موضع روشن امام حسین (ع) باشور انگیزترین و حماسیترین

گفتارش در مکه روشنتر شد و چهره خونین و شهادت و فداکاری

مردان خدا را ابلاغ کرد که"هر کس سر در کف گرفته و آماده مرگ

و لقاءالله است با من حرکت کند "واین برنامه با آخرین جمله اش

در روز عاشورا به اثبات رسید که فرمود"به خدا سوگند هرگز دست

بیعت به شما نمی دهم و برده وار تسلیم نمی شوم و مرگ را جز

سعادت و زندگی ذلت بار با ستمگران را جز ننگ و عار نمی دانم.

امام حسین(ع) پاسدار عدالت و نگهبان اسلام راستین بود و

نمی توانست در برابر ظلم و فساد و پایمال کردن اسلام ،سکوت

کند و فریضه امر به معروف و نهی از منکر را اجرا نکند.

آری ابا عبدالله حسین(ع)با عزیزان و یاران برگزیده اش در کربلا

در سال ۶۱ هجری با نثار جان و خون خویش پرچم فداکاری و آزادی

را به دست همه مردان آزادیخواه جهان سپرد و نهال پژمرده اسلام

را آبیاری کرد و به آن طراوت بخشید.

۰السلام و علیک یا ابا عبدالله