..::کلام شیرین::..
دوشنبه بیست و هشتم دی 1388
عُجب ، آثار و درمان آن ...  
عجب همان جهل مرکب است

از جمله بیماریـهای کشنده روان انسـان جهل مرکب است , کـــه بـه راســتی درمـان آن در

نــهایت سخــتی اسـت و جز فضل الهی درمـانی ندارد و جهل مرکب آن اســـت کــه انســـان

حقیقـتی را نـداند و از این نـادانی خود بـی خبر باشد و خود را دانا پندارد و به عبا رت دیگر

نداند و نداند که نداند.

عجب همان جهل مرکب است , زیرا شخص معجب حقیقت را نشناخته و اگر نـه عــــجب در

او پیدا نمی شد . عجب حالتی نفسانی و عارضه معنوی درونی است یعنی جای عجب درون

انسان است و اعضــای بدن در حرکــات و البته زبان آشکار کننده آن است یعــنی از سـخنی

که مــی گوید و حرکات چشم و دست و پایش دانسته می شود که درونش خود بینی است.

امام باقر (ع):سه چیز کشنده و هلاک کننده است , بخلی که اطاعت شود نفسی که پیـــروی

شود , وشخصی که خود را پاک بداند از هر خطا.

1-عجب به عقاعد باطل

یعنی باطلی را حق بداند آنگاه خود را پاک و عقیده خود را بر حق دانسته و از خود راضی

و در اینجا اگــر تفکر می کرد , می دید که اینها نادرست است مانند دینــهای خـــرافــــی و

اختـــراعی و بدگمانی به مسلمانان و جا دادن دشـــمــنی او در دل و در مقام اذیــــت و آزار

رساندن ورفتارهایی شیطـــانی که آن را زیبا جلـوه داده اند و انسانی که به این کارها فــخر

می کند مانند جاهلی کــه عبــادات باطـلی را انجام می دهد و ادعا میکند دیگر پــــیش خـــدا

مقصر نیست و کـــسی که کـار و کردار نــادرستی را درسـت وبه آن مغرور شده  درایــــن

جا به سخت ترین مراتــب عــجب گرفتار شده.

سوره کهف آیه104 : " زیان کارترین مردمان در کــردار آنانند که ضــایع گشــته کوشــش و

کردارهایشان واینها می پندارند که کار نیک می کنند ."

2-اطاعت با منت

یعنی عقاید حق را می پذیرد و کار نیـک انجام مـی دهد ولی همه را از خود می داند و توفیــق

الهی را نــادیده مـی گیرد و هر عمـل به نظـرش چون کـوه جلوه می کند  خود را صاحب حق و

منــت برخــدا می داند اگـر حاجتی داشته باشد باید زود اجابت شود و در آخرت بهترین جــایگاه

داشته باشد.

شکــی نیست این مرتبه از عجب فاسد کننده اعمال استو حرمت دارد یعنی نماز و روزه و حج

و زکات اگر با اینحال انجام شود باطل و اعاده یا قضای آن واجب است.

سوره حجرات آیه17:"بر تو منت میگذارند که اسلام را پذیرفته اند بگو بر من منت مگذارید

اسلامتان رابلکه خدا بر شما منت می نهد که با ایمان راهنما ییتان فرمود اگر راستگو باشید."

امام صادق (ع):"منت از بین می برد کار نیک را"

         شکر خدای کن که موفق شدی به خیر         زانعام و فضل او نه معطل گذاشتت

         منت منه  که خدمت سلطان همی کنی          منت شناس ازاو که بخدمت بداشتت

3-زیاد دیدن عمل خود نسبت به دیگری

هر گاه شخصی عمل خود را بزرگ ببیند و در مقایسه با دیگران خود را بـالاتر بداند , مــــانند

عالمی که خود را از عالم دیگر بالاتر بداند یا عابدی عبـادت خود را بیشتر بداند و یــا خــیری

که خیرو نیکی خود را از دیگران بالاتر ببــیند و ... این مرتبه از عـجب حــرام است و مومن

نباید خود و اعمال خود را از دیگران برتر بداند.

4-عجب در غیر عبادت

عجب در این است که کار خود را ببیند و به آن بنازد و عمل عبادی و کــارهای دنیــوی و یــا

کـمــال و نعمت را از خود دیده و به آن ببالد در جایی کــه خدا فرمود : ای انــسان خـــودت و

داراییت و اعمالت همه ملک خدا و آفریده اوست .

         بر مال و جمال خویش غره مباش              کانرا به شبی و این را به تبی

                         درمان عجب

1- خداشناسی

اینکه خداوند را بمالکیت حقیقی و ربوبی مطلوب و عزت واقعی بشناسد یعنی خود و جهان

آفرینش را مـملوک خدا و تحت تصرف او ببیند و در کار خود و همه  موجودات دقت کنیم و

بدانیم همــه پس از کمال خود  به سنین کهولت وسرانجام به مرگ منتهی می شویم و تمام

موجودات هم رو به زوال هستند و در مقابل خداوند ناتوان و قدرت و بقا تنها برای خداست .

2- خود شناسی

بداند در ابتدا چه بوده و تا به حال که یک انسان کامل شده چه بر او گذشته ودر مورد قوایی

که در بدن او به ودیعه گذاشته بدانیم که بسیاری اختیاری نیست مانند گرسنگی و تشــنگی و

سلامتی وبیماری اندوه و شادی و یادآوری و فـراموشــی و توانــایی و نــاتوانی و در جــایی

بخواهد چیــزی یادش بیاید آن را فراموش می کند و اگر بخواهد چیزی را فراموش کند مرتب

به یــادش می آید و یا بـخواهد بخوابد خوابش نمی بـرد و زمـانی که مـی خواهد بــیدار بمــاند

 ,خواب او را امان نمی دهــد , خلاصه که او از رساندن کوچکترین نفعی به خود عاجز است

و یا دور کردن کوچکترین زیانی به خود ناتوان است.

آیا عاقلی پس از دیدن این حقایق می تواند خود را بالا بداند و کار خود را برتربشمارد . همه

افعال اختیاری هم از خداست.

کسی که دانشــمند شد به چشم خــدا داده مطــالب را مطالعه کــرده و بــه گــوش خــدا داده از

استــادان شنــیده و یا کسـی که سخاوت دارد به مال خدا داده و همه  کمــالات را بــه هــمین

میزان تــصور کنید کــه اگر یــکی از آنچه گفته شد که خدا داده نباشد آن کـار شــدنی نخواهد

بود آیا عــاقلی پــس از دانســتن این حقیقــت دیــگر معجب و خود بین می شود و آن کــار را

بزرگ میشمارد و به آن می بالد .

امام سجاد (ع):"خدایا مرا بنده خود گردان و توفیق بندگی به من مرحمــت فرمــا و عـــبادتم

را به عجب و خود پسندی تباه مگردان"

                  بر گرفته ازکتاب "قلب سلیم "آیت الله شهید دستغیب
یکشنبه بیستم دی 1388
کبر ، آثار و درمان آن ...  

از جمله گناهان قلبی و بیماریهای روانی و خویهای زشت حیوانی کبر است.

و کسی که به این گناه آلوده باشد دارای خلقی نفسانی و حالتی نهانی که در

انسان به واسطه بزرگتر و بهتر و بلند مرتبه دیدن خود از دیگران پیدا میشود.

به طوری که خود را عزیز و بزرگوار و دیگری را ناقابل و ذلیل بپندارد و به

این برتری دلشاد باشد.

کبر یعنی اموری که به نظرش کمال است به آنها بنازد وبه رخ مردم بکشد که

من دارای کمالاتی هستم که به حسب و نسب ودارایی خود مباهات کند ودرآیه

23 سوره 57 می فرماید"خدا دوست ندارد هر متکبر فخر کننده را".

کبر در گفتار : به واسطه آن از شنونده توقع شنیدن و پذیرش سخن را دارد

و اگر گوش نکند و یا نپذیزد خشمگین شود یا دیگری را دارای عیوب بداند و

خود را از هر نقصی پاک بداند .

کبر در کردار: کسی که متکبرانه راه برود و به دنبال خود خدم و حشم  راه

بیندازد و در مجلس بالا ترین جا بنشیند و با دیگران هم خوراک نشود و با فقرا

همنشین نباشد و به ملاقات ارحام فقیر خود نرود و توقع سلام و تعظیم از مردم

داشته باشد و اگر شاگردانی دارد به آنها تندی کند و سخت بگیرد و منت بر سر

آنها بگذارد و توقع خدمت و در کوتاهی کردن سرزنش کند وتا جایی که به مردم

با نگاه حماقت و جهالت بنگرد .و در قرآن فرمود "مهر نهد بر هر دلی که کبر

دارد و گردن کش است" و رسول اکرم(ص)فرمود"هر کس از روی کبر بر روی

زمین راه رود از آسمان و زمین لعنت شود"

تکبر از پستی نفس است

رسول الله فرمود"دیوانه حقیقی کسی است که به تکبر راه می رود و به اطراف

خود نگاه می کند و هنگام راه رفتن با حرکت دوشهای خود راه می رود.

امام باقر (ع)فرمود"وارد نشد در دل شخص چیزی از کبر جز اینکه از عقل او

کم شد به مقدار کبری که در دلش جا گرفته کم بوده یا بسیار"

امام صادق فرمود"هیچ مردی نیست که کبر ورزد جز برای خواری و زبونی

که در خود احساس می کند "

                      مراتب کبر

جحود : یکی از بزرگترین درجات کبر است و عقوبتهای شدیدی برای آن

وارد شده یعنی انکار خدا و برای خدا خاشع و تسلیم نشدن و از فرمانش سرپیچی

تکبر کردن  مانند کبر ابلیس.

انکار معاد و پیامبران و امامان و مطیع آنها نبودن و یا گفتار و کردار درستی

بشنود و ببیند و از روی کبر درونی آن را نپذیرد و رد کند .

تحقیر خلق : کوچک شمردن مردم تا جاییکه دیگری را سزاوار خوار شمردن

و دشنام دادن و طعنه زدن بداند و اگر چه تحقیر دوستان خدا در حکم جنگ با

خدا ست به فرموده رسول الله(ص).و اگر چه تمام مراتب کبر کبر حرام است

هر اندازه سخت تر باشد حرمت آن شدید تر و شخص تحقیرشده هرچه  دارای

مرتبه بلندی باشد حرمت آن شدیدتر.

امام صادق (ع)"هر کس مومن مستمند را خوار شمرد پیوسته خدای عزوجل

او را خوار و دشمن دارد تا ازدشمنی آن مومن برگردد."

و هچنین فرمود "هر که مومن را برای نداری و مستمندیش خوار و کوچک

بشمارد خداوند روز قیامت او را در برابر خلائق به رسوایی شهره سازد ."

                     علل کبر

کبر در عبادت : ممکن است کسی  طاعات و عبادات خود را بزرگ بداند

و اگر کسی به او بی ادبی کند منتظر قهر خدا شود که او را هلاک کند و توقع

اندرز و یا خطا از کسی نداشته باشد و خود را از هر ناپاکی پاک بداند و این

نوعی کبراست و باید به اصلاح خویش بپردازد .

کبر به نسب : مثل کسی که نسب خود را برتر بداند و خود را بالاتر حس کند

وچنین کسانی اگر حالات بدنهای پدران خود در زیر قبرها را ببینند هیچ گاه به

بزرگی موهوم چند روزه دنیوی آنها مباهات نمی کردنند .

کبر به جمال صوری : اگر شکل و زیبایی ظاهری شخصی به نظرش برتر

جلوه کند و به دیگران با حقارت بنگرد واگر می دانست باطنش پر از زشتی

اخلاق است و این را میفهمید به جمالش متکبر نمی شد.

کبر قوت و شجاعت : کسی که پهلوان و زورمند است هر گاه خدا را که دهنده

قدرت است فراموش کند ممکن است متکبر شود و اگر توانایی خود را عاریه

و بی اعتبار می دید و می دانست کوچکترین بیماری او را از پا درمی آورد

کبر پیدا نمی کرد و زور مندی برای انسان کمال نمی شد چه بسیار حیوانات

که از او زورمند ترند .

کبر به داشتن اتباع: مانند فرزندان و فامیل و بستگان وخدمتگزاران....به این

جهت خود را بالاتر بداند و اگر در فنا و بی اعتباری این علاقه ها بیاندیشد و

بداند اگر به بلایی مبتلا شود از دست هیچ کی کاری ساخته نیست و یا ساعت

مرگ فرا رسد همه اینها از دست می رود دیگر کبر در انسان ایجاد نمی شد.

کبر در چابلوسی***باید از کسانی با مدح و چابلوسی و با زبان تملق بادیگران

برخورد می کنند دوری کرد که این خود حالت کبر و غرور دست می دهد.

                     درمان کبر

کبر مانند هر بیماری وگناه قلبی باید درمان شود .اگر بخواهیم تا  اندازه ای

جلوی آن را بگیریم ممکن است باز گردد باید اصل و ریشه آن از دل کنده

شود و ملکه ذهن شود و خوی وعادت شخص گردد.

تواضع با خدا : انسان باید در برابر خداوند تواضع داشته باشد و قدرت وکبر

یایی را از آن خداوند بداند و راضی و تسلیم در برابر او وشکر گزار نعمات

باشد و از خود نمایی در برابر خلق دوری کند و خدا را ناظر بر اعمال خود

بداند و اگر برای خدا تواضع کند خدا او را بالاتر برد .و هر روز بر خشوع

وخضوع خود بیفزاید وبه بالاترین درجه تواضع که گذاردن پیشانی بر خاک

است آن را ادا کند .

تواضع با خلق : باید همه خلق را بنده گان خدا بداند و همه را در مملو کیت

حضرت آفریدگار مساوی ببیند یعنی انسان و حیوان و مومن و کافر .....را

همه در مخلوق  و مربوب بودن مساوی و هیچ فردی حق کبر ورزیدین بر

دیگری را ندارد زیرا کبریایی مخصوص خداست.

اگر انسانی مزیت و برتری و کمالی در او پیدا شود آن هم عطای الهی و از

خداست و هیچ مومن بر کافر حق کبر ندارد زیرا هر دو آفریده خدایند وآن

ایمان مومن موهبت الهی است و خلاصه کبر در برابر هیچ آفریده ای جایز

نیست بلکه حرام است.

البته اگر در برابرمتکبری تواضع کند باعث زیاد شدن کبرش می شود  در

اینجا تواضع جایز نیست و یا در برابر صاحب قدرتی تواضع کند باعث آن

شود که اذیت و آزارش بیشتر شود تواضع جایز نیست .

رسول الله (ص) فرمود یا علی  سه چیز پاک کننده است "آشکارا سلام کردن

وطعام دادن و نماز شب خواندن هنگامی که همه خوابند " و اینها را هم ترک

نخواهم کرد "نشستن بر زمین وبرخاک  و طعام خوردن با غلامان و سلام

کردن بر اطفال "

امام صادق (ع):از تواضع این است در نشستن پایین مجلس راضی باشی و

به هر که بر خوری سلام کنی و مجادله نکنی اگر چه حق با توست و خوش

نداشته باش تو را به پرهیز کاری بستایند

خلاصه:دانش حقیقی گاهی نصیب می شود که آینه دل انسان از کدورت و یا

ظلمت خود بینی و خود خواهی و کبر و مانند اینها پاک شود و به جای آن

فروتنی و افتادگی و نرمی ومانند آن روشن شود تا حکمت در آن نقش بندد.

      بر گرفته از "قلب سلیم "شهید آیت الله دستغیب

پنجشنبه هفدهم دی 1388
سالگرد مرگ جهان پهلوان غلامرضا تختی ...  

سه شنبه پانزدهم دی 1388
حسادت ، آثار و درمان آن ...  


یکی از گناهان قلبی و کشنده روان حسادت است. بلایی خانمانسوز و خراب کننده دین و آخرت

که مبتلای آن به حکم آیین اسلام فاسق است.

حسد و غبطه**هر کس از دیدن و یا شنیدن نعمتی مانند مال و فرزند و یا فضیلت و کمالی

مانند علم و شجاعت و سخاوتکه دیگری دارا شده، ناراحت و ناخشنود شد و نتواند این نعمت

ویا فضیلت را ببند و گرفته شدن آن را آزرو کند ورسیدن آن نعمت به خود را بخواهد ، این

حالت درونی را حسادت و صاحبش را حاسد  می گویند.

ولی اگر از اینکه نعمتی را که دیگری داراست از این وضع کراهتی نداشته باشد و گرفته

شدن آن را نخواهد و تنها دارا شدن خود مانند او را آرزو کند ،این حالت غبطه است  که در

نعمتهای دنیوی مباح و در نعمتهای آخرتی مطلوب می باشد.

******ریشه حسادت******

۱-دشمنی ***حالت شیطانی است که در نفس پیدا می شودودرجاییکه انسان مورد ستم کسی

باشد و گذشت و عفو نداشته باشد و دشمنی او رابه دل جای دهد ریشه برای حسادت می شود.

اگر به این شخص نعمتی داده شود گرفته شدن آن را آرزو می کند و اگر درآسایش ببیند ناراحت

ودلتنگ شده واگر ایمان به خدا داشته باشد گله وشکایت به خدا داشته که چرا به دشمن من

نعمت دادی و بغض خدا را در دل دارد که خود نوعی بی ایمانی است.

۲-شراکت و نزدیک بودن***دو نفری که به نزدیک و درجهتی شریک باشند ممکن است یکی

بر دیگری برتری داشته باشد که حسادت صاحب مزیت در دیگری ایجاد شود که گرفته شدن آن

را آرزو کند و حسادت خوشاوندان و نزدیکان که شدیدتر است که بهتر است با ایمان به خدا و

به آنچه روزبشان شده قانع باشندو به حکمت و مصلحت خدا راضی شوند.

۳-تعزز و تکبر***کسیکه خود را برتر میداند و اسباب عزت دنیوی او مانند ثروت و شهرت و

مقام فراهم است و این باعث فتنه ها و فسادها شود وباید پستی دنیا را بشناسد و آفریدگار خود

در نظر داشته باشد و به درمان خود بپردازد.

۴- حرص و طمع***به آنچه دارد قانع باشد و چشم به مال کسی نداشته باشد و از داشتن دیگری

خشنود باشد تا گرفتار آتش حسادت نشود.

۵-بخل شدید***کسی که بخیل است نه تنها خود به کسی کمک نمی کند و نمی تواند ببیند دیگری

از دارایی خود کمک میکند و آنها در آسایش هستند و او بر هر دو حسادت دارد و به راستی که

بخیل حسود از آدمیان جداست.

*****زیانهای دنیایی حسود*********

۱-ناراحتی همیشگی***او همیشه در عذاب روحی است و آرامش ندارد و حسود ثروتمند و

زورمند در آتش حسرت و تهیدست ناتوان پاکدل در آسایش.

۲-ناکامی همیشگی***چون حسود گرفته شدن نعمت از بندگان را می خواهد و درمدت زندگی

در این دنیا هر بنده از طرف پروردگارش روزی مقدر داراستو هیچ کس نمی تواند جلوی آن

را بگیرد ،پس شخص حسود همیشه در ناکامی است.

۳-بیماری***ناراحتی و پریشانی درونی باعث بیماری و مشکلات گوارشی میشود و درنتیجه

مقاومت بدن کم و باعث ضعیف شدن بدن می شود.امام علی (ع):تندرستی بدن از کمی حسادت.

۴-کوتاهی عمر***رنج فراوان حسود او را به کارهایی مانند قطع رحم و آزار رساندن به مردم

و اینها کوتاه کننده عمر است و گاه باعث هلاکت.امام علی (ع):کینه (از لوازم حسد است) میبرد

وفانی می سازد عمر را.

۵-حسود پیشرفت نمی کند***به این جهت که می کوشد نعمت ازبندگان گرفته شود و برای رسیدن

به بزرگی فسادها می کند در این جا خداوند از بزرگ شدن او جلوگیری می کند .

۶-زوال ایمان***اگر نعمتی به بندای برسد حسود زوال آن را می خواهد پس به خدا کفر ورزیده

وخود را بالاتر از خدا می داند و صلاح خدا را نادیده گرفته اگر بمیرد بی دین مرده.

۷-زوال حسنات قلبی***آدم حسود از هر خوی انسانی باز می ماند به جای دوستی ،دشمنی و

به جای خیر خواهی ،بد خواهی وبه جای صدق و صفا دروغگویی و دو رنگی گرفتار است.

به جای فداکاری و از خودگذشتگی به خورده گیری و شررسانی و انتقامجویی مبتلاست تا به

هر نوع خیانتی و جنایتی آلوده می شود.

***درمان حسادت****

باید دانست که درمان گناه قلبی دشوار و زمان درازی باید در داروخانه الهی یعنی قرآن و

علوم آل محمد(ص)مداوا کند تا پاک شود و بر هر انسانی لازم است به درمان آن بپردازد.

۱- تهی دستی و ثروت ،تندرستی و بیماری،مرگ و زندگی همه از خداست و به آنچه خدا

داده قانع و خشنود و سپاسگزار باشد و حرص و طمع نکند و دچار حسادت نشود.

۲-دنیا و آخرت را بشناسد و بداند دنیا بازیچه و لهو و لعب و زینت است . وابستگی به

اینها موجب خسران در دنیا و آخرت می شود.

رسول اکرم (ص):حسود کم لذت ترین مردم است.

امام علی(َع):برای حسود آسایشی نیست و همیشه در اندوه است.

امام علی(َع):حسود اندوهش فراوان و گناهش دو چندان است.

امام صادق (ع):آفت دین حسد و خود بینی و بخود بالیدن است.

باید بدانیم برای راحتی از حسادت خوشبینی به بندگان خدا وتواضع داشتن  راه مناسبی است

وهر گاه افکار مسموم به ذهن رسید خود را سرگرم افکار مفید کنیم و بدانیم جهاد با نفس

بزرگترین جهاد است و رفتار بزرگان را الگووسرمشق خود کنیم تا دردنیا و آخرت سربلند

باشیم و آخرین کلام """امام صادق (ع):از همنشینی با سه کس دروی کن ۱-کسی که به

نعمتی رشک برد۲-کسی که به مصیبتی که به کسی برسد شاد شود۳- وشخص سخن چین.

بر گرفته از کتاب "قلب سلیم "شهید محراب آیت الله دستغیب

جمعه یازدهم دی 1388
قساوت قلب ...  
"قساوت"در زبان عربی از ریشه "قسی"و "قسوه" است که درلغت

به معنی خشونت و نفوذ ناپزیری می باشد و در اصطلاح قرآنی  به

قلبهایی که در برابر حق تواضع و خشوع نداشته باشند و نور الهی

در آن نفوذ نمی کند قاسیه می گویند. درفارسی از آن به "سنگدلی"

تعبیر شده.و"قلب" در لغت به معنی گرداندن و تحول دادن و به روح

لطیف انسانی که با تعلق به قلب جسمانی سلطه خود را در بدن ما

اجرا می کند ،قلب گویند.

قساوت یکی از مهمترین عواملی است که انسانها را از شناخت خدا

و سیر به سوی او باز می دارد.

قساوت قلب حالتی است روحی و روانی که در آن قلب انسان به علت

انجام اعمال خلاف دین و دستورات الهی و اعمال منافی اخلاق، پذیرش

حق و حقیقت در آن از بین میرود،نسبت به گناه خشنود و اعمال صالحه

از او دور میشود، دیگر مناظر رقت بار مثل دیدن مظلوم و گرسنگی یتیم

و .... دراو تغییری ایجاد نمیکند .قساوت یک بیماری روحی است و ارثی

نیست بلکه اکتسابی است که بر اثر اعمال خود انسان به وجود می آید.

**عوامل قساوت**

۱-"جهل و غفلت" جهل تصویری نادرست از واقعیت در برابر انسان ایجاد

کرده و مانع نفوذ نور ایمان در قلب میشود و غفلت او را از یافتن حقایق

منحرف می سازد و در اینجا دل انسان در مقابل نصیحت و دلیل سخت

می شود چنانچه خداوند به پیامبر (ص) می فرماید:تو نمی توانی صدای

خود را به گوش مردگان برسانی،ونه سخنت را به گوش کران، هنگامی

که روی برگردانند و دور شوند.

۲-"اعراض از یاد خدا" از دیگر عوامل فراموشی خدا و اعراض از یاد اوست.

انسان یا از دیدن آیات الهی به حق می رسد یا از طریق گوش و شنیدن

کلمات حکمت و موعظه و قصص وعبرتها خدا را یاد نموده و به سوی خدا

راه می یابدو در این مورد خداوند آنها را به شدت مورد سرزنش قرار داده

ومیفرماید"وای بر آنها که قلبهای سخت و نفوذناپذیر دارند و ذکر خداوند در

آنها اثر نمی گذارد."

۳-"گناه" که نشانه غفلت از خداوند است و موجب سیاهی دل و ضعف

ایمان شده و در صورت استمرار بر دلها مهر قساوت زده می شود.

۴-"لجاجت"انسان از روی لجاجت چشم خود را در برابر نشانه های الهی

بسته و بر جهل خود پافشاری می کند. خداوند میفرماید"سپس دلهایتان

بعد از این واقعه سخت شد همچون سنگ و یا سخت تر از آن..." که  به

قوم بنی اسراءیل اشاره می کند که بعد از دیدن معجزات الهی به جای

ایمان از روی لجاجت ،بی ایمان شدند و خداوند سختی دلهایشان را به

سنگ تشبیه نموده است.

**آثار قساوت**

۱-"دل مردگی" یکی از بزرگترین آثار قساوت این است که دل انسان اسیر

مرگ می شود .حقیقت این است کسی که جهل و هوای نفس باعث این

می شود که راههای نفوذ نور الهی در انسان بسته شود گر چه به ظاهر

زنده است اما مرده متحرک بیش نیست .

۲-"کاهش روزی" در این مورد نیز به فرموده الهی"هر کس از یاد من روی

گردان شود زندگی سخت و تنگی خواهد داشت و روز قیامت نابینا او را

محشور می کنیم" بر اساس این آیه کسانی که رابطه خود با خدا را قطع

کنند به جز دنیا چیزی ندارند که مایه امید خود کنند و با تمام تلاشی که

می کنند به اندوخته خود راضی نیستند ولع بیشتری برای رسیدن به آن

چیزی که آنها را به آرامش برساند ،تلاش می نمایند ولی هرگز پایانی را

برای آن متصور نیست پس چنین افرادی همیشه در فقر و تنگدستی بسر

می برند و با وجود اموال زیاد روزی بسیار اندکی دارند.

***عوامل زمینه ساز قساوت***

۱-ضلالت گمراهی    ۲-پیمان شکنی   ۳-بهانه گیری و لجاجت به

دستورات الهی   ۴-آرزوهای دراز   ۵-زیادی گناه  

***در روایات از معصومین (ع)***

۱-ترک عبادت   ۲-غفلت   ۳-وسوسه های شیطان     ۴- مال و

ثروت فراوان  ۵-کثرت گناه   ۶-حرام خواری   ۷-اشتغال به لهو و

لعب   ۸-شراب خواری   ۹-همنشینی با بخیل  ۱۰- همنشینی با

دنیا پرستان   ۱۱-خاک بر روی قبر نزدیکان ریختن   ۱۲-قصابی

۱۳-خوردن لقمه شبه ناک (لقمه ای که به حلال نبودن آن احتمال

قوی است ولی در حرام بودنش یقین نداریم) اگر اجتناب کنیم بهتر

است.   ۱۴- پر حرفی   ۱۵-پرخوری   ۱۶-پرخوابی  ۱۷- خندیدن

بسیار و با صدای بلند   ۱۸- شهوت رانی بسیار  ۱۹ - دروغگویی

و غیبت و تهمت .

***درمان قساوت قلب***

با اینکه قساوت قلب از آفتهای بزرگ است وجود یک روزنه در قلب ،باعث

نرم شدن آن می شود و آمادگی آن برای ورود انوار الهی میباشد تفکر در

آیات الهی باعث آن است انسان رابطه اش را با خداوند بیشتر کند و با دعا

واستغفار و توبه به درگاه الهی به درمان خود بپردازد.

در قرآن میفرماید "آیا وقت آن نرسیده که دلهای مومنان در برابر ذکر خدا

وآنچه از حق نازل کرده است خاشع گردد؟ ... ما آیات خود را برای شما

بیان کردیم شاید اندیشه کنید"

پس تفکر در آیات الهی دارویی شفابخش است .

چهارشنبه نهم دی 1388
قلب سلیم هدف آفرینش ...  
آیا انسان موجودی مادی است و بعد از مرگ نابود می شود؟

ویا اینکه بشر دارای حیاتی جاودانه است؟غرض از آفرینش او

چیست و کمال و سعادت او در چه می باشد؟

به طور فشرده می توان گفت انسان در ابتدا مادی است و بعد

از ساختمان بدن روح و نفس در او پدید می آید و با مرگ آنچه

نابود می شودبدن خاکی اوست و روح و حقیقت او ابدی و

فنا ناپذیر است.

اما غرض از آفرینش تکامل او می باشد به بالاترین کمالات که

قرب حضرت حق و این حیات طیبه موتی ندارد و در جوار حضرت

پروردگار "جل جلاله" عزلی ندارد.

بنابراین وظیفه آدمی است که در مدت زندگی مادی و تعلق

روان به بدن سعی کند هر آلودگی و آلایشی که مناسب جوار

حضرت آفریدکار نیست بر طرف نماید واز هر شری برکنار و به

هر مقدار خیری که می تواند کسب کند تا به قرب خداوند نائل

آید. صراط مستقیم راهی است که از پیمودن آن "قلب سلیم"

نصیب میشود .

کسی که یقین کرد عزت مال خداست هیچگاه از مخلوق

طلب عزت نمی کند.

کسی که یقین کرد قدرت مال خداست تکیه اش به خداست

نمی ترسد جز از قهر او وامید ندارد جز به لطف او.

کسی که یقین کرد کبریایی و بزرگواری از آن خداست دیگر

عجب و کبر ندارد و کلیه امور خود را به تدبیر و تقدیر خداوندی

میسپارد و از "گناهان قلبی" چون قساوت و حسادت و سوء

ظن به دیگران و بخل ورزی و.... دوری میکند .

کسی که عبودیت را در نظر بگیرد "قلب سلیم"  نصیبش

خواهد شد و به مقصد اصلی که قرب الهی است نائل میشود.

بنابر این بحث هایی در این بخش بیان خواهد شد که باید با دقت

حوانده شود و به خود و دیگران توصیه میکنم به آنها عمل کنیم

و در مورد آنها تکلیف شرع و حکم الهی را بشناسیم.

از جمله گناهان قلبی که به آنها خواهیم پرداخت عبارتند از :۱-قساوت

2- حسادت ۳-تکبر ۴-عجب ۵-دوستی دنیا ۶-سوءظن ۷-حقد(بغض)

۸-عزم بر گناه و رضایت به آن ۹- ریا .

(برگرفته از کتاب قلب سلیم از شهید محراب  آیت الله دستغیب شیرازی)

چهارشنبه نهم دی 1388
گناهان قلبی ...  
بر هیـچ عاقلی پوشیده نیســت که انسان دارای بــدنی است و روانی

ظاهری و باطنــی . کردارهــای انسان نیز بر دو نوع است :  کارهـایی

که بوسیله بدنش انجام می شود مثل نماز ، روزه ، حج، انفاق ، کمک

به نیازمندان و تمام اعمال جسمـــــانی . کارهـایی هــم هست  کـــه

به وسیله دل کسب می کند مثل محبت، ایمان ، امید ، خوف ، کبر و...

همــــانطور که کـــارهای ناپسند که بــــــه وسیله بـدن انجام می شود

مـــورد نهی خداوند است آنچه از این نـــوع اعـــمال که به وســـیله دل

کســـب می گردد نیز مورد نهی می باشد و لازم اســـت انســـان آنها

را بشناسد واز آن پرهیز کند و بکوشد تا دلش به آن مبتلا نشود.

در قرآن انسان را از گناهان قلبی آگاه ساخته و می فرماید: "رها کنید

گناهان آشکار یا پنهان را"و یا می فرماید"بدرستیکه گوش و چشم و دل

همه مورد باز خواست می باشند".

همـــانطور که هرگاه عـــضوی از بــدن بیمــارمی شود انـــسان در اثـــر

فشـــار درد رنــج می بـــرد و زندگی به او ســخت می شـــود ، در مورد

بیمـــاری دل "گناهــان قلبـــی" هـــم اگــر مبتلا شـود علاوه بر آخرت در

همــین دنیـــا در رنــج و تعـــب بســر خواهـد برد و گاهی آنقدر در فشار

روحی قرار می گیرد که تن به مرگ خود خواسته می دهد .

این فشـــار هـا حــتی می تــواند بر روی دستگاههای حــیاتی بدن اثر

بگذارد و در نتیجه سبب بیماری جسم شود.

مشکـــل اصلی بسیـــاری از افـــراد جامعــه از بیــــماری دل یا همــان

"گناهان قلبی" است .

درمان اینگونه بیماریـــها بر خلاف بیمـــاریهای جسمانی که دارای علائم

مشخـــص و معیـنـــــی می باشد تنها از عهده کسانی که به نیازها و

مشکلات مربوط به امور روحی آگاه هستند ساخته است.

جمعه چهارم دی 1388
السلام علیک یا اباعبدالله(ع) ...  
الســلام  ای زاده ی خیر الانام

السـلام  ای میهمان تشنه کام

السـلام  ای ســـرور  آزادگـــان

السلام  ای هادی گم گشتگان

السلام  ای گشته بر غم مبتلا

السلام  ای کربلایــت پـــر بـلا

السلام ای نور چشمان رسول

السلام ای پــــاره قلـــب بتول

****************************************

در خـــاک گــــل فاطمه تا پرپر شـــد

                  وز تیـــغ تن اطـهر او بی ســر شـــد

از عرش برین صدای شیون برخاست

                  در روی زمــین از این عزا محشر  شد

***************************************

نماز ای دوست از ارکان دین است

                  نشان دوستی با حق همین است

نمـــاز  ظـهر  عاشـــورای  اصحاب

                  ظهــوری  از  صـلاة العارفین  است

****************************************

ای تشنه که جوشد ز لبت آب حیات

                  آیینه ی مرتضی نمایی بــه  صــفات

زان روز که از فرات پوشیدی چشـم

                  ما را شده است از غمت چشم،فرات

              گزیده ای از"منظر دلها " استاد هاشم شکوهی

****************************************

در کربلا  حمـــاسه ی خــــون  آمد

                 خورشیدشرف به صحن گردون آمـد

در  وصف  حسین ابن علی میگویم

                 از عشق هر آنچه بود...بیــــرون آمد

                  سید محمد رضا هاشمی زاده