نقاشی آبرنگ
این بار متفاوت...........
این اولین تجربه نقاشی من در زمینه آبرنگ می باشد.
لطفا نظر بدهید .

این بار متفاوت...........
این اولین تجربه نقاشی من در زمینه آبرنگ می باشد.
لطفا نظر بدهید .

یکی از مسائلی که انسان را در جهت خود سازی یاری می کند "موازنه" است یعنی اینکه منافع و مضرات هر یک از اخلاق زشت و فاسد که زاییده غضب و شهوت وخیال است و تحت نفوذ شیطان را بشناسد و مقایسه کند با اخلاق نیکو و فضیلتهای آن که تحت نظر عقل و شرع مقدس است و خوب بودن آن را بفهمد و بعد اقدام کند.
مثلا کسی که اختیار اخلاق فاسد در دستش نیست از هر زشتی مضایقه نکند و هر مالی از هر راهی به دستش رسد روی گردان نباشد و هر چه مطابق میل اوست مرتکب شود اگر چه امر فاسدی باشد و به هر کس ظلم کند و با اندک ناملایمی جنگ و غوغا کند و حتی اگر ضررهای بسیار داشته باشد.
کسی که ملکه ذهنش شیطانی شد در غضب و شهوت اختیار از دست داده با هر نقشه باطلی بر بندگان خدا ریاست کند گر چه به بیچاره نمودن یک خانواده یا بینوا کردن یک شهر و یا یک مملکت. اگر درست فکر کنید هر چه انسان قوی هم باشد و به آرزو هایش برسد باز هم او یک آرزوی به دست نیامده دارد چون در این عالم امکان ندارد به همه چیز برسد .
پس انسان همیشه عاشق چیزی است که ندارد و به دست او نیست اگر بر فرض محال به همه مقاصد خود برسد آیا استفاده او چند وقت است ؟ آیا قوای جوانی تا چند وقت برقرار است ؟ وقتی بهار عمر به خزان رفت ، نشاط از دل و قوای آدمی از کار می افتد و یا ناقص میشود و امراض مختلف به انسان رو می آورد و جز آه سرد و دل پر درد و حسرت و اندوه چیزی برای انسان نمی ماند . آیا بعد از این مدت کم عمر ، که مثل باد می گذرد عاقبت ما چیست ؟ چه ذخیره ای برای زندگی همیشگی خود ،برای روز بیچاره گی خود و روز فقر و تنهایی خود ، برای برزخ و قیامت ، برای ملاقات ملائک خدا و اولیائ خدا و انبیاء آماده داریم.
در این عالم اگر بد کردیم و از عذاب جهنم شنیدی ، جهنم اعمال توست که خداوند می فرماید "یافتید آنچه را حاضر کرده بودید "
اعمال ما چه مال کسی را یا یتیمی را خورده باشی خدا می داند چه ذلتی در انتظار است . به مردم بد گفتی ،قلب کسی را سوزاندی خدا می داند چه عذابی برای خودت فراهم کردی یا غیبت کردی چه نتیجه ای در انتظار است . اینها جهنم اعمال آدمی است و یا صفاتی دیگر از قبیل طمع ، حرص و جدال و دوستی مال و جاه و دنیا و...
و یا صفاتی زشت چون حسادت که ایمان را می خورد و خدا نکند عاقبت گناهی به از بین بردن ایمان و مردن به حال کفر باشد که به مراتب سخت تر و ظلمانی تر است.
پس ای عزیز : درست تفکر کن ، قرآن نعوذ بالله کتاب قصه نیست و شوخی با کسی ندارد . ببین چه می فرماید !!! و اگر عذابی برای اعمال با آن عظمت بیان فرموده ،
چه خواهد بود ؟ با عقل ما و همه بشر تفهیمش دشوار است .
ما را چه شده که هیچ حیا نکرده و در محضر ربوبیت اینقدر هتک حرمات الهی را میکنیم . ای وای بر ما و بر غفلت ما ؟ ای وای بر ما و برزخ و سختیها ی آن ؟ و درقیامت و ظلمتهای آن و جهنم و عذاب آن ؟
هان ای عزیز ، از خواب بیدار شو ، از غفلت تنبه پیدا کن و دامن همت به کمر زن و تا وقت است ، فرصت را غنیمت بشمار و تا عمر باقی است و قوای تو تحت تصرف توست و جوانی برقرار است و اخلاق فاسد بر تو غالب نشده چاره کن و دوایی برای رفع اخلاق فاسد و زشت خود پیدا کن .
بهترین درمان که علماء اخلاق و اهل سلوک برای مفاسد اخلاقی بیان فرموده اند این است که " هر چه از زشتی هاست و در خود می بینی در نظر بگیر و بر خلاف آن عمل کن و همت کن و بر خلاف خواهشهای نفس خود رفتار کن " و از خداوند توفیق بخواه که تو را یاری کند ، مسلما بعد از مدتی این اخلاق زشت رفع خواهد شد . مثلا ، بد اخلاقی با اهل خانه یا همسایه یا همکاران و ...
انسان عاقل و مجاهد (در راه نفس) باید در صدد بر آید هر وقت ناملایمی پیش آید قصد ناسزاگویی و بد گویی کردن را داشت بر خلاف آن عمل کند و عاقبت بد ونتیجه زشت آن را لحظه ای تصور کند ، به خدا پناه ببرد و لعن شیطان کند .اگر مدتی صبوری کرد و چنین رفتار کند مسلم بداند این صفت از او دور می شود و خلق نیکو در باطنش جا می گیرد ولی اگر مطابق میل نفسانی عمل کند بداند در همین دنیا ممکن است نیست و نابود شود و آتش غضب ممکن است باعث از بین بردن انسانی شود ، که در دو جهان موجب هلاکت است و هم اینطور بحث و جدل کردن .
اگر انسان موفق شد لشکر شیطان را از وجودش پاک کند و لشکر رحمانی را درباطن خود ساکن کند ، کارش آسان می شود و دلش جایگاه خداوندی و برکات الهی برایش فراهم می شود و خدای تبارک و تعالی به نظر لطف و رحمت به اونظر میکند .انشاالله
ای جان و جهان ، تو را ز جان می طلبم
سر گشته تو را گرد جهان می طلبم
تـــو در دل من نشسته ای فـــارغ و من
از تـــو ز جهانیان نشــــان مـــــی طلبم
(عراقی)
این مطالب بر داشت اینجانب بود از کتاب "چهل حدیث"امام خمینی (ره)
و بدان وهم (خیال) و غضب و شهوت ممکن است از جنود رحمانی باشند و موجب سعادت و خوشبختی انسان شود اگر آنها را تسلیم عقل سلیم و انبیاء عظیم الشان نمایی و ممکن است از جنود شیطانی باشد اگر آنها سر خود گردانی.
وبدان که وهم (خیال،فکر) و غضب و شهوت ممکن است از جنود رحمانی باشد و هیچ پیامبری تا کنون نگفته باید شهوت را بکلی کشت و غضب را بکلی خاموش کرد و وهم را از دست داد ،بلکه فرموده اند باید جلوی آنها را گرفت و تحت میزان عقل و قانون الهی انجام وظیفه دهند زیرا این قوای (درونی) می خواهند کار خود را انجام دهند و به مقصود خود برسند اگر چه مستلزم فساد و هرج و مرج هم شوند.
پس هر نفسی که با قوانین الهی تطبیق پیدا کرد از اهل نجات است و در غیر این صورت شقاوتها و بدبختیها و ظلمتها و سختیها است که در پیش دارد و نتیجه اخلاق فاسد در قبر و برزخ و قیامت ، رخ می نماید.
ضبط خیال(کنترل افکار)
بدان که اول شرط برای مجاهد (جهاد با نفس) در غلبه بر شیطان و جنودش حفظ طائر خیال (کنترل فکر) است، چون فکر آدمی چون مرغی است بس پرواز کن که هر آنی به شاخی خود را می آویزد و این موجب بسی از بدبختیها ست و این خیال (فکر) یکی از دستاویز های شیطان است که انسان به واسطه آن بیچاره شده و به شقاوت دعوت می شود.
انسان مجاهد باید زمام آن را در دست گیرد و نگذارد هر جا که می خواهد پرواز کند و باید مانع شود از خیالهای فاسد و باطل از قبیل معاصی (گناه) و شیطنت و همیشه خیال خود را متوجه امور شریفه کند و این اگر چه در اول قدری مشکل به نظر برسد و شیطان و جنودش آن را بزرگ جلو ه دهند ولی با قدری مراقبت و مواظبت این امرآسان می شود.
باید چندی در، صدد جمع افکارت باشی و هر وقت می خواهد متوجه امر پست و زشتی شود آن را منصرف کن و به امور دیگر متوجه کنی از قبیل امور شریفه ،اگر نتیجه گرفتی خدای تعالی را شکر کن بر این توفیق و این امر را دنبال کن شاید خدای تو را به رحمت خود راهی برایت باز کند و از ملکوت هدایت شوی به صراط مستقیم انسانیت و کار سلوک الی الله تعالی برای تو آسان شود.
و متوجه باش که خیالات فاسد و زشت از تصورات باطل که از القائات شیطان است که می خواهد جنود خود را بر باطن تو برقرار کند و بدان تو می خواهی صفحه نفس خود را الهی و رحمانی کنی.
و ای عزیز از خدای تبارک و تعالی در هر آن استعانت بجوی و استغاثه کن در درگاه معبود خود و عرض کن "بار الها شیطان دشمن بزرگی است که طمع بر انبیاء و اولیاء بزرگ تو داشته و دارد ، تو خودت این بنده ضعیف و گرفتار (با این افکار باطل) را همراهی کن تا بتواند از عهده این دشمن قوی که سعادت و انسانیت مرا تهدید می کند ، برآید و خداوندا مرا همراهی کن این خانه دل که جایگاه توست همیشه رحمانی بماند.
این مطالب بر داشت اینجانب بود از کتاب "چهل حدیث"امام خمینی (ره)