بر هیـچ عاقلی پوشیده نیســت که انسان دارای بــدنی است و روانی

ظاهری و باطنــی . کردارهــای انسان نیز بر دو نوع است :  کارهـایی

که بوسیله بدنش انجام می شود مثل نماز ، روزه ، حج، انفاق ، کمک

به نیازمندان و تمام اعمال جسمـــــانی . کارهـایی هــم هست  کـــه

به وسیله دل کسب می کند مثل محبت، ایمان ، امید ، خوف ، کبر و...

همــــانطور که کـــارهای ناپسند که بــــــه وسیله بـدن انجام می شود

مـــورد نهی خداوند است آنچه از این نـــوع اعـــمال که به وســـیله دل

کســـب می گردد نیز مورد نهی می باشد و لازم اســـت انســـان آنها

را بشناسد واز آن پرهیز کند و بکوشد تا دلش به آن مبتلا نشود.

در قرآن انسان را از گناهان قلبی آگاه ساخته و می فرماید: "رها کنید

گناهان آشکار یا پنهان را"و یا می فرماید"بدرستیکه گوش و چشم و دل

همه مورد باز خواست می باشند".

همـــانطور که هرگاه عـــضوی از بــدن بیمــارمی شود انـــسان در اثـــر

فشـــار درد رنــج می بـــرد و زندگی به او ســخت می شـــود ، در مورد

بیمـــاری دل "گناهــان قلبـــی" هـــم اگــر مبتلا شـود علاوه بر آخرت در

همــین دنیـــا در رنــج و تعـــب بســر خواهـد برد و گاهی آنقدر در فشار

روحی قرار می گیرد که تن به مرگ خود خواسته می دهد .

این فشـــار هـا حــتی می تــواند بر روی دستگاههای حــیاتی بدن اثر

بگذارد و در نتیجه سبب بیماری جسم شود.

مشکـــل اصلی بسیـــاری از افـــراد جامعــه از بیــــماری دل یا همــان

"گناهان قلبی" است .

درمان اینگونه بیماریـــها بر خلاف بیمـــاریهای جسمانی که دارای علائم

مشخـــص و معیـنـــــی می باشد تنها از عهده کسانی که به نیازها و

مشکلات مربوط به امور روحی آگاه هستند ساخته است.