حسادت ، آثار و درمان آن
یکی از گناهان قلبی و کشنده روان حسادت است. بلایی خانمانسوز و خراب کننده دین و آخرت
که مبتلای آن به حکم آیین اسلام فاسق است.
حسد و غبطه**هر کس از دیدن و یا شنیدن نعمتی مانند مال و فرزند و یا فضیلت و کمالی
مانند علم و شجاعت و سخاوتکه دیگری دارا شده، ناراحت و ناخشنود شد و نتواند این نعمت
ویا فضیلت را ببند و گرفته شدن آن را آزرو کند ورسیدن آن نعمت به خود را بخواهد ، این
حالت درونی را حسادت و صاحبش را حاسد می گویند.
ولی اگر از اینکه نعمتی را که دیگری داراست از این وضع کراهتی نداشته باشد و گرفته
شدن آن را نخواهد و تنها دارا شدن خود مانند او را آرزو کند ،این حالت غبطه است که در
نعمتهای دنیوی مباح و در نعمتهای آخرتی مطلوب می باشد.
******ریشه حسادت******
۱-دشمنی ***حالت شیطانی است که در نفس پیدا می شودودرجاییکه انسان مورد ستم کسی
باشد و گذشت و عفو نداشته باشد و دشمنی او رابه دل جای دهد ریشه برای حسادت می شود.
اگر به این شخص نعمتی داده شود گرفته شدن آن را آرزو می کند و اگر درآسایش ببیند ناراحت
ودلتنگ شده واگر ایمان به خدا داشته باشد گله وشکایت به خدا داشته که چرا به دشمن من
نعمت دادی و بغض خدا را در دل دارد که خود نوعی بی ایمانی است.
۲-شراکت و نزدیک بودن***دو نفری که به نزدیک و درجهتی شریک باشند ممکن است یکی
بر دیگری برتری داشته باشد که حسادت صاحب مزیت در دیگری ایجاد شود که گرفته شدن آن
را آرزو کند و حسادت خوشاوندان و نزدیکان که شدیدتر است که بهتر است با ایمان به خدا و
به آنچه روزبشان شده قانع باشندو به حکمت و مصلحت خدا راضی شوند.
۳-تعزز و تکبر***کسیکه خود را برتر میداند و اسباب عزت دنیوی او مانند ثروت و شهرت و
مقام فراهم است و این باعث فتنه ها و فسادها شود وباید پستی دنیا را بشناسد و آفریدگار خود
در نظر داشته باشد و به درمان خود بپردازد.
۴- حرص و طمع***به آنچه دارد قانع باشد و چشم به مال کسی نداشته باشد و از داشتن دیگری
خشنود باشد تا گرفتار آتش حسادت نشود.
۵-بخل شدید***کسی که بخیل است نه تنها خود به کسی کمک نمی کند و نمی تواند ببیند دیگری
از دارایی خود کمک میکند و آنها در آسایش هستند و او بر هر دو حسادت دارد و به راستی که
بخیل حسود از آدمیان جداست.

*****زیانهای دنیایی حسود*********
۱-ناراحتی همیشگی***او همیشه در عذاب روحی است و آرامش ندارد و حسود ثروتمند و
زورمند در آتش حسرت و تهیدست ناتوان پاکدل در آسایش.
۲-ناکامی همیشگی***چون حسود گرفته شدن نعمت از بندگان را می خواهد و درمدت زندگی
در این دنیا هر بنده از طرف پروردگارش روزی مقدر داراستو هیچ کس نمی تواند جلوی آن
را بگیرد ،پس شخص حسود همیشه در ناکامی است.
۳-بیماری***ناراحتی و پریشانی درونی باعث بیماری و مشکلات گوارشی میشود و درنتیجه
مقاومت بدن کم و باعث ضعیف شدن بدن می شود.امام علی (ع):تندرستی بدن از کمی حسادت.
۴-کوتاهی عمر***رنج فراوان حسود او را به کارهایی مانند قطع رحم و آزار رساندن به مردم
و اینها کوتاه کننده عمر است و گاه باعث هلاکت.امام علی (ع):کینه (از لوازم حسد است) میبرد
وفانی می سازد عمر را.
۵-حسود پیشرفت نمی کند***به این جهت که می کوشد نعمت ازبندگان گرفته شود و برای رسیدن
به بزرگی فسادها می کند در این جا خداوند از بزرگ شدن او جلوگیری می کند .
۶-زوال ایمان***اگر نعمتی به بندای برسد حسود زوال آن را می خواهد پس به خدا کفر ورزیده
وخود را بالاتر از خدا می داند و صلاح خدا را نادیده گرفته اگر بمیرد بی دین مرده.
۷-زوال حسنات قلبی***آدم حسود از هر خوی انسانی باز می ماند به جای دوستی ،دشمنی و
به جای خیر خواهی ،بد خواهی وبه جای صدق و صفا دروغگویی و دو رنگی گرفتار است.
به جای فداکاری و از خودگذشتگی به خورده گیری و شررسانی و انتقامجویی مبتلاست تا به
هر نوع خیانتی و جنایتی آلوده می شود.
***درمان حسادت****
باید دانست که درمان گناه قلبی دشوار و زمان درازی باید در داروخانه الهی یعنی قرآن و
علوم آل محمد(ص)مداوا کند تا پاک شود و بر هر انسانی لازم است به درمان آن بپردازد.
۱- تهی دستی و ثروت ،تندرستی و بیماری،مرگ و زندگی همه از خداست و به آنچه خدا
داده قانع و خشنود و سپاسگزار باشد و حرص و طمع نکند و دچار حسادت نشود.
۲-دنیا و آخرت را بشناسد و بداند دنیا بازیچه و لهو و لعب و زینت است . وابستگی به
اینها موجب خسران در دنیا و آخرت می شود.
رسول اکرم (ص):حسود کم لذت ترین مردم است.
امام علی(َع):برای حسود آسایشی نیست و همیشه در اندوه است.
امام علی(َع):حسود اندوهش فراوان و گناهش دو چندان است.
امام صادق (ع):آفت دین حسد و خود بینی و بخود بالیدن است.
باید بدانیم برای راحتی از حسادت خوشبینی به بندگان خدا وتواضع داشتن راه مناسبی است
وهر گاه افکار مسموم به ذهن رسید خود را سرگرم افکار مفید کنیم و بدانیم جهاد با نفس
بزرگترین جهاد است و رفتار بزرگان را الگووسرمشق خود کنیم تا دردنیا و آخرت سربلند
باشیم و آخرین کلام """امام صادق (ع):از همنشینی با سه کس دروی کن ۱-کسی که به
نعمتی رشک برد۲-کسی که به مصیبتی که به کسی برسد شاد شود۳- وشخص سخن چین.
بر گرفته از کتاب "قلب سلیم "شهید محراب آیت الله دستغیب