از جمله گناهان قلبی و بیماریهای روانی و خویهای زشت حیوانی کبر است.

و کسی که به این گناه آلوده باشد دارای خلقی نفسانی و حالتی نهانی که در

انسان به واسطه بزرگتر و بهتر و بلند مرتبه دیدن خود از دیگران پیدا میشود.

به طوری که خود را عزیز و بزرگوار و دیگری را ناقابل و ذلیل بپندارد و به

این برتری دلشاد باشد.

کبر یعنی اموری که به نظرش کمال است به آنها بنازد وبه رخ مردم بکشد که

من دارای کمالاتی هستم که به حسب و نسب ودارایی خود مباهات کند ودرآیه

23 سوره 57 می فرماید"خدا دوست ندارد هر متکبر فخر کننده را".

کبر در گفتار : به واسطه آن از شنونده توقع شنیدن و پذیرش سخن را دارد

و اگر گوش نکند و یا نپذیزد خشمگین شود یا دیگری را دارای عیوب بداند و

خود را از هر نقصی پاک بداند .

کبر در کردار: کسی که متکبرانه راه برود و به دنبال خود خدم و حشم  راه

بیندازد و در مجلس بالا ترین جا بنشیند و با دیگران هم خوراک نشود و با فقرا

همنشین نباشد و به ملاقات ارحام فقیر خود نرود و توقع سلام و تعظیم از مردم

داشته باشد و اگر شاگردانی دارد به آنها تندی کند و سخت بگیرد و منت بر سر

آنها بگذارد و توقع خدمت و در کوتاهی کردن سرزنش کند وتا جایی که به مردم

با نگاه حماقت و جهالت بنگرد .و در قرآن فرمود "مهر نهد بر هر دلی که کبر

دارد و گردن کش است" و رسول اکرم(ص)فرمود"هر کس از روی کبر بر روی

زمین راه رود از آسمان و زمین لعنت شود"

تکبر از پستی نفس است

رسول الله فرمود"دیوانه حقیقی کسی است که به تکبر راه می رود و به اطراف

خود نگاه می کند و هنگام راه رفتن با حرکت دوشهای خود راه می رود.

امام باقر (ع)فرمود"وارد نشد در دل شخص چیزی از کبر جز اینکه از عقل او

کم شد به مقدار کبری که در دلش جا گرفته کم بوده یا بسیار"

امام صادق فرمود"هیچ مردی نیست که کبر ورزد جز برای خواری و زبونی

که در خود احساس می کند "

                      مراتب کبر

جحود : یکی از بزرگترین درجات کبر است و عقوبتهای شدیدی برای آن

وارد شده یعنی انکار خدا و برای خدا خاشع و تسلیم نشدن و از فرمانش سرپیچی

تکبر کردن  مانند کبر ابلیس.

انکار معاد و پیامبران و امامان و مطیع آنها نبودن و یا گفتار و کردار درستی

بشنود و ببیند و از روی کبر درونی آن را نپذیرد و رد کند .

تحقیر خلق : کوچک شمردن مردم تا جاییکه دیگری را سزاوار خوار شمردن

و دشنام دادن و طعنه زدن بداند و اگر چه تحقیر دوستان خدا در حکم جنگ با

خدا ست به فرموده رسول الله(ص).و اگر چه تمام مراتب کبر کبر حرام است

هر اندازه سخت تر باشد حرمت آن شدید تر و شخص تحقیرشده هرچه  دارای

مرتبه بلندی باشد حرمت آن شدیدتر.

امام صادق (ع)"هر کس مومن مستمند را خوار شمرد پیوسته خدای عزوجل

او را خوار و دشمن دارد تا ازدشمنی آن مومن برگردد."

و هچنین فرمود "هر که مومن را برای نداری و مستمندیش خوار و کوچک

بشمارد خداوند روز قیامت او را در برابر خلائق به رسوایی شهره سازد ."

                     علل کبر

کبر در عبادت : ممکن است کسی  طاعات و عبادات خود را بزرگ بداند

و اگر کسی به او بی ادبی کند منتظر قهر خدا شود که او را هلاک کند و توقع

اندرز و یا خطا از کسی نداشته باشد و خود را از هر ناپاکی پاک بداند و این

نوعی کبراست و باید به اصلاح خویش بپردازد .

کبر به نسب : مثل کسی که نسب خود را برتر بداند و خود را بالاتر حس کند

وچنین کسانی اگر حالات بدنهای پدران خود در زیر قبرها را ببینند هیچ گاه به

بزرگی موهوم چند روزه دنیوی آنها مباهات نمی کردنند .

کبر به جمال صوری : اگر شکل و زیبایی ظاهری شخصی به نظرش برتر

جلوه کند و به دیگران با حقارت بنگرد واگر می دانست باطنش پر از زشتی

اخلاق است و این را میفهمید به جمالش متکبر نمی شد.

کبر قوت و شجاعت : کسی که پهلوان و زورمند است هر گاه خدا را که دهنده

قدرت است فراموش کند ممکن است متکبر شود و اگر توانایی خود را عاریه

و بی اعتبار می دید و می دانست کوچکترین بیماری او را از پا درمی آورد

کبر پیدا نمی کرد و زور مندی برای انسان کمال نمی شد چه بسیار حیوانات

که از او زورمند ترند .

کبر به داشتن اتباع: مانند فرزندان و فامیل و بستگان وخدمتگزاران....به این

جهت خود را بالاتر بداند و اگر در فنا و بی اعتباری این علاقه ها بیاندیشد و

بداند اگر به بلایی مبتلا شود از دست هیچ کی کاری ساخته نیست و یا ساعت

مرگ فرا رسد همه اینها از دست می رود دیگر کبر در انسان ایجاد نمی شد.

کبر در چابلوسی***باید از کسانی با مدح و چابلوسی و با زبان تملق بادیگران

برخورد می کنند دوری کرد که این خود حالت کبر و غرور دست می دهد.

                     درمان کبر

کبر مانند هر بیماری وگناه قلبی باید درمان شود .اگر بخواهیم تا  اندازه ای

جلوی آن را بگیریم ممکن است باز گردد باید اصل و ریشه آن از دل کنده

شود و ملکه ذهن شود و خوی وعادت شخص گردد.

تواضع با خدا : انسان باید در برابر خداوند تواضع داشته باشد و قدرت وکبر

یایی را از آن خداوند بداند و راضی و تسلیم در برابر او وشکر گزار نعمات

باشد و از خود نمایی در برابر خلق دوری کند و خدا را ناظر بر اعمال خود

بداند و اگر برای خدا تواضع کند خدا او را بالاتر برد .و هر روز بر خشوع

وخضوع خود بیفزاید وبه بالاترین درجه تواضع که گذاردن پیشانی بر خاک

است آن را ادا کند .

تواضع با خلق : باید همه خلق را بنده گان خدا بداند و همه را در مملو کیت

حضرت آفریدگار مساوی ببیند یعنی انسان و حیوان و مومن و کافر .....را

همه در مخلوق  و مربوب بودن مساوی و هیچ فردی حق کبر ورزیدین بر

دیگری را ندارد زیرا کبریایی مخصوص خداست.

اگر انسانی مزیت و برتری و کمالی در او پیدا شود آن هم عطای الهی و از

خداست و هیچ مومن بر کافر حق کبر ندارد زیرا هر دو آفریده خدایند وآن

ایمان مومن موهبت الهی است و خلاصه کبر در برابر هیچ آفریده ای جایز

نیست بلکه حرام است.

البته اگر در برابرمتکبری تواضع کند باعث زیاد شدن کبرش می شود  در

اینجا تواضع جایز نیست و یا در برابر صاحب قدرتی تواضع کند باعث آن

شود که اذیت و آزارش بیشتر شود تواضع جایز نیست .

رسول الله (ص) فرمود یا علی  سه چیز پاک کننده است "آشکارا سلام کردن

وطعام دادن و نماز شب خواندن هنگامی که همه خوابند " و اینها را هم ترک

نخواهم کرد "نشستن بر زمین وبرخاک  و طعام خوردن با غلامان و سلام

کردن بر اطفال "

امام صادق (ع):از تواضع این است در نشستن پایین مجلس راضی باشی و

به هر که بر خوری سلام کنی و مجادله نکنی اگر چه حق با توست و خوش

نداشته باش تو را به پرهیز کاری بستایند

خلاصه:دانش حقیقی گاهی نصیب می شود که آینه دل انسان از کدورت و یا

ظلمت خود بینی و خود خواهی و کبر و مانند اینها پاک شود و به جای آن

فروتنی و افتادگی و نرمی ومانند آن روشن شود تا حکمت در آن نقش بندد.

      بر گرفته از "قلب سلیم "شهید آیت الله دستغیب